کاشی و سرامیک

تحقیق درباره کاشی و نحوی ساخت ان

بازار ميليارد دلاري در انتظار كاشي و سراميك

 

گروه صنعت و معدن- برخلاف اعتقاد برخي كارشناسان كه صنعت كاشي و سراميك ايران را اشباع شده و در بن‌بست مي‌بينند، فعالان اين صنعت معتقدند، افزايش فزاينده مصرف در بازار كشورهاي منطقه و چرخش به سمت سياست صادراتي، فرصت جذابي براي اين صنعت در سال‌هاي آتي ايجاد مي‌كند.

علاوه بر اين جايگزيني اين توليدات با مصالح ساختماني صنعتي، خبر از افزايش مصرف داخلي مي‌دهد. اين عوامل نويدبخش بازاري پررونق براي صنعتگران كاشي و سراميك است.
صنعت کاشی و افسانه اشباع!
سال‌ها است بیشتر مصاحبه‌ها، مقالات و آمارهاي اعلامي حکایت از به اشباع رسیدن و ركود شديد بازار كاشي دارد (به روشنی کسی که چنین مي‌‌‌‌‌بیند و چنین مي‌‌‌‌‌گوید بازاری جز بازار درون کشور نمي‌‌‌‌‌شناسد!)‌، اما يافته‌ها با گفته‌ها در تضاد آشکار است و چيزي كه درعمل مشاهده مي‌شود و آمار دقیق تولید و مصرف کاشی آن را تایید مي‌‌‌‌‌کند رونق بازار و گسترش روزافزون تقاضاي خرید كاشي است! البته نمي‌‌‌‌‌توان منکر شد که بازار كاشي به تناوب با افت نسبی روبه‌رو بوده است. نمودار اين صفحه روند تولید و مصرف کاشی را در سال‌های اخیر در ایران نشان مي‌‌‌‌‌دهد، اما روند تقاضاي كاشي به ویژه به دليل جايگزيني مصالح سنتي ساختماني همواره صعودي است.
اين نمودار بیانگر فزونی همواره و فزاینده تولید داخل (عرضه نسبت به مصرف يا تقاضا) است که البته درصورت چشم بستن به روند شدیدا فزاینده مصرف جهانی افسانه اشباع بازار را به ذهن متبادر مي‌‌‌‌سازد. ولی باید توجه داشت که روند کنونی افزایش مصرف کاشی، حتی تقاضای داخل را در سال 1395 به حدود ششصدميلیون مترمربع خواهد رساند، درحالی که ظرفیت ایجاد شده و مجوزهای صادره رسیدن به چنین ظرفیتی را پیش‌بینی نکرده است.همچنین نگاهی به نمودار پردازش شده روند صادرات کاشی کشور (بهتر است بگوییم: فروش پیله‌وری) کاشی ایران به 130‌‌‌ميليون متر مربع در سال 1395 است. به این ترتیب جای شگفتی است که متولیان امر با چه استدلالی افسانه اشباع را تکرار مي‌‌‌‌کنند.
از دیگرسو، نگاهی به روند تولید و مصرف کاشی در پهنه دنيا نمایشگر آن است که با شدت گرفتن تقاضا در سال‌های پیش رو، مازاد عرضه سال‌های اخیر جای خود را به مازاد تقاضا خواهد داد و فرصتی گرانبها در بازار جهان برای صنعت کاشی ایران که دارای مزیت نسبی بسیار قوی است ایجاد خواهد كرد، صنعتي كه از شاخص‌هاي اصلي لازم جهت حضور در بازارهاي شديدا رو به گسترش جهاني برخوردار است.
آنچه که باید به ویژه و فراتر از نمودار روند بالا به آن توجه داشت این که افزایش شدید تقاضا در کشورهای پرجمعیت جهان همچون چین و هند درحال وقوع است که تنها رسیدن هندوستان از سرانه مصرف سالانه 3/0 مترمربع، به متوسط جهانی یعنی یک متر مربع که با توجه به رشد اقتصادی اعجازگونه این کشور و افزایش درآمد سرانه کاملا واقع‌بینانه است، رشد تقاضایی برابر یک ميليارد مترمربع درپی مي‌‌‌‌آورد؛ و رسیدن چین به سرانه مصرف سالانه ایران (3/3مترمربع) به معنای 1/5ميليارد مترمربع تقاضای جدید است.
پتانسيل صنعت داخلي
به دليل دسترسي به مواد اوليه، انرژي، نيروي كار، دانش فني و سابقه تاريخي صنعت كاشي در ايران از مزيت نسبی بسيار بالايي برخوردار است. با توجه به اقبال گسترده بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری در این صنعت، بدون شك در صورت درايت و سياست‌گذاري درست دولتمردان، صنعت كاشي مي‌تواند تا 10 سال آينده برترين توليدكننده و صادركننده كاشي سراميكي منطقه باشد و درآمد ارزي بسيار بالايي را براي كشور به ارمغان آورد، به ويژه كه مهمترين بازارهاي جهاني نظير هند، عربستان، امارات، روسيه در كنار ما قرار دارند. آنچه که شایان توجه ویژه است، تقاضاي بسيار بالاي بخش خصوصي براي سرمايه‌گذاري در اين صنعت است که به ویژه باید از تقاضای گسترده صنعتگران کنونی به توسعه ظرفیت واحدهای فعال یاد کرد. در راستاي سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي حمايت ويژه از بخش خصوصي در اين صنعت بی‌تردید بازدهي بسيار بالايي را در آينده‌اي نزديك خواهد داشت و درآمد چند ميليارد دلاری و اشتغال ده‌ها هزارنفری از پیامدهای بدیهی آن است.
توليد رقابتي
هم‌اکنون ايران که هفتمين توليدكننده كاشي دنيا است، كمتر از 10 درصد از محصولات خود را صادر مي‌كند. از آنجا كه هزینه تولید كاشي ايران جزو پايين‌ترين‌ها در جهان است (حتي پايين‌تر از چين!) اين صنعت قادر به رقابت در دوردست‌ترين بازارهاي جهاني است. در بازارهاي شديدا روبه گسترش جهاني رقابت‌پذيري چين كه به لحاظ قيمت پايين كاشي رقيب ايران تلقي مي‌شود با تغيير سياست‌هاي كلان اين كشور و افزايش نرخ يوآن، رو به كاهش است. در منطقه نيز ايران تابه‌حال پس از تركيه جايگاه دوم را در صنعت كاشي داشته است كه البته صنعت كاشي تركيه به دليل افزايش قيمت انرژي، نيروي كار و حمل‌ونقل رو به افول است و ايران مي‌تواند با بهره‌گیری از این فرصت بهترين گزينه براي جانشيني تركيه در بازارهاي صادراتي و حتي داخلي اين كشور باشد. از این رو در صورت جهت‌گيري توسعه صادرات اين صنعت مي‌تواند بسيار جلوتر از چشم‌انداز بيست ساله، اهداف اين سند را تحقق بخشيده، سرآمد تمامي كشورهاي منطقه به لحاظ توليد و صادرات جهاني كاشي شود.
بايد از منادیان اشباع پرسيد كه اشباع بازار در رويكرد توسعه صادرات چه مفهومي دارد؟ رويكرد كنوني متوليان صنعت عملا اجازه افزايش توليد را از اين صنعت خواهد گرفت و در نتيجه در سال‌هاي آينده نه تنها ما عرضه كافي براي صادرات نخواهيم داشت، بلكه با رشد تقاضا در داخل حتي پاسخگوي بازار كشور هم نخواهيم بود و كمبود عرضه و افزايش قيمت نتيجه مستقيم چنين تصميمي است.در چنین وضعیتی بنا به تجربه، دولت برای کنترل بازار خود را ناچار از مداخله خواهد دید و از صادرات ممانعت (تكرار تجربه سيمان) و بدتر از آن با کاهش ناگزير تعرفه واردات، سعی در کنترل قیمت‌ها خواهد داشت. بدین ترتیب سودآوری این صنعت کاهش یافته و کل صنعت با خطر جدی اضمحلال روبه‌رو خواهد بود.کاشی سراميکی از چنان پتانسیلی برای تولید و صادرات در ایران برخوردار است که مي‌تواند با استفاده از فرصت‌ها به دومين درآمد ملی ایران (پس از نفت) بدل شود.
غفلت از توسعه بیشتر این صنعت با رویکرد صادرات و تصرف بازارهای جهانی مي‌تواند ستمي‌‌‌‌ نابخشودنی به نسل آینده به شمار آید.



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 12:35  توسط حسن بابالویی  | 

مدرس دانشگاه فرانسه: صادرکنندگان سرامیک ایرانی باید با بازارهای اروپایی شوند

از بزرگترین مشکلات صادرات سفال و سرامیک ایران نداشتن بسته بندی مناسب و بازاریابی است.
 به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) امیل کلود ـ مدرس یکی از دانشگاه‌های هنر فرانسه در همدان ـ افزود : تولید کنندگان و صادر کنندگان این محصولات باید با بازارهای اروپا آشنا شوند.

وی خاطر نشان کرد: صادر کنندگان می‌توانند با فروشگاه های بزرگ و وارد کنندگان سفال و سرامیک در کشور های اروپایی ملاقات کرده و فناوری های روز دنیا را بیاموزند.

کلود تاکید کرد: حضور مسوولان کشور در کنار صادر کنندگان ضروری است و سفارتخانه ها نیز نقش موثری در بازاریابی ایفا می کنند.

این مدرس فرانسوی همچنین تصریح کرد: تمامی شرایط برای صادرات سفال و سرامیک از ایران فراهم است و چنانچه مشکلات بسته بندی حل شود و صادر کنندگان بتوانند محصولات را با نیاز بازار اروپا بسته بندی و صادر کنند، می‌توان شاهد تحول عظیمی در صادرات این محصول ارزشمند بود.

کلود کوچک بودن کارگاه‌های سفال در لالجین را از دیگر مشکلات توسعه این صنعت و و صادرات ان بیان و اظهار کرد: در این کارگاه‌ها تنها یک تا شش نفر فعالیت می کنند که باید کارگاه‌ها را با یکدیگر ادغام کرده و با دستگاه ها و ماشین الات جدید صنعت سفال و سرامیک را در جهت توسعه پیش برد.

وی تاکید کرد: چنانچه کارگاه های کوچک با هم ادغام نشوند به زودی شاهد نابودی آنها خواهیم بود چرا که هم کیفیت محصولات و هم قیمت ها پایین بوده و قابلیت رقابت ندارند.

کلود بر آشنایی با شیوه های جدید بازاریابی تاکید کرد و افزود : تا زمانی که فروشندگان این محصولات آموزش ندیده و با علوم جدید آشنا نشوند شرایط توسعه و پیشرفت فراهم نمی شود.

وی ایران را کشوری بزرگ و با فرهنگ دانست و تصریح کرد : گسترش روابط بین دو کشور ایران و فرانسه برای توسعه صادرات سفال و سرامیک لازم است.

وی با اشاره به فرهنگ و هنر غنی ایران اظهار کرد: هم اکنون هنر ایرانی در دانشگاه های فرانسه تدریس می شود و ظرفیت های لازم برای معرفی این هنر فراهم است و کافی است ایرانی‌ها به وسیله علوم جدید نظیر اینترنت با برقراری ارتباط با کشور های دیگر محصولات خود را به جهان معرفی کنند.

وی یادآور شد: دانشکده شیمی دانشگاه بوعلی سینا نیز بنزین اهرم یاری رسان به سفالگران لالجین است، با توسعه و تجهیز دانشگاه علمی ـ کاربردی سرامیک لالجین نیز باید افرادی متخصص را برای ورود به این حرفه تربیت کرد.

مدیر اجرایی پروژه خوشه صنعتی سفال و سرامیک لالجین نیز گفت: امسال بیش از سه هزار تن چینی الات بهداشتی از لالجین صادر شده است.

به گزارش ایسنا علی قاسمی ـ عضو سازمان بین المللی یونیدو (unido) ـ افزود: امسال بیش از پنج میلیون دلار سفال لالجین از گمرک های کشور صادر شده که تنها یک میلیون و 650 هزار دلار ان از گمرک همدان بوده است.

وی خاطر نشان کرد: پارسال نیز دو هزار و 780 تن سفال و سرامیک به ارزش 10 میلیون دلار صادر شده است.

قاسمی تصریح کرد: 40 درصد از صادرات سال گذشته مختص سفال و سرامیک لالجین بوده و چنانچه آمار صادرات دیگر استان‌ها را که محصول خود را از این شهر تامین می کنند حساب کرد، سهم صادرات لالجین افزایش می یابد.

عضو سازمان بین المللی یونیدو (unido) همچنین از صادرات سه هزار و 580 تن چینی الات بهداشتی در 11 ماه گذشته خبر داد و اضافه کرد: 90 درصد این صادرات تولید شهر لالجین، مرکز سفال و سرامیک کشور است.

قاسمی یادآور شد: کل تولید سفال و سرامیک کشور سالانه 60 هزار تن است که 85 درصد آن در داخل مصرف شده و مابقی برای ورود به بازار های جهانی، صادر می‌شود .

امیل کلود مدرس هنر در دانشگاه‌های فرانسه به همت سازمان بازرگانی استان همدان و خوشه صنعتی سفال و سرامیک لالجین به این شهر سفر کرد و در یک دوره آموزشی 14 روزه تولید کنندگان و فروشندگان را با نحوه ارتقا کیفیت سفال و سرامیک و شیوه های نوین بازاریابی آشنا کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 12:33  توسط حسن بابالویی  | 

مشكلات عمدة صنعت كاشي كشور از زبان مهندس برازجاني

 

مهندس برازجاني، مديرعامل كاشي خزر، يكي از دست‌اندركاران قديمي صنعت كاشي است كه در كارخانجات كاشي پارس، كاشي سعدي و غيره نيز فعاليت‌ داشته است. وي در گفتگو با شبكه تحليلگران تكنولوژي ايران (ايتان)، مشكلات موجود در صنعت كاشي كشور را چنين بيان مي‌كند:

صدور موافقت‌اصولي‌هاي بي‌رويه و احداث كارخانه‌هاي جديد بدون بررسي تحليلي


بازار محصولات كاشي و سراميك در سال 1379 نسبتاً خوب بود، ولي در سال­هاي اخير، صدور موافقت‌اصولي‌هاي بي‌رويه، سبب هجوم گستردة سرمايه‌گذاران به اين صنعت شده است؛ به‌طوري كه ميزان توليد كاشي در چند سال اخير دو تا ­سه برابر شده است و بر اساس پيش­بيني­ها، حتي اين ميزان توليد نيز تا پايان سال 1383 دو برابر خواهد شد. هم­اكنون شاهد هستيم كه اين صنعت به­شدت در حال گسترش است و كشور براي جذب اين ميزان بار توليدي، آمادگي لازم را ندارد. سؤال اصلي اين است كه مازاد محصولات توليدي كاشي در كجا فروخته خواهد شد؟ و در آينده چه اتفاقي براي اين صنعت خواهد افتاد؟

خوشبختانه سنديكاي كاشي و سراميك ايران، اطلاعات نسبتاً خوبي از وضعيت توليد و مصرف كاشي و سراميك در كشور دارد؛ ولي متأسفانه كساني با صرف هزينه‌هاي سنگين (حتي با سرمايه‌هاي دولتي) و بدون كسب اطلاعات كافي در خصوص وضعيت اين صنعت، به احداث كارخانه‌هاي جديد با تيراژ بالا مبادرت ورزيده­اند. به بيان ساده‌تر اطلاعات لازم از ميزان توليد كاشي و سراميك وجود دارد، ولي سرمايه‌داران بدون توجه به اطلاعات موجود، به احداث كارخانجات جديد به صورت بي‌رويه اقدام نموده‌اند.



بي­توجهي به بخش معدن و پراكنده­كاري صاحبان معادن


يكي از مشكلات اساسي كه هم­اكنون در صنعت كاشي و سراميك كشور وجود دارد، بخش معدن است؛ به‌طوريكه مواد اوليه معدني مطلوب نيستند، تهية خاك مورد نياز اين صنعت دشوار است، همچنين در پروسه فراوري مواد معدني مشكلات زيادي وجود دارد. به‌عنوان مثال، كائولن در كشور وجود دارد ولي به‌دليل بالا بودن هزينه فرآوري آن، معدنكاران از فرآوري آن خودداري مي‌كنند.

پراكنده‌كاري نيز يكي ديگر از مشكلات بخش معدن است. به­خاطر تنوع معادن كشور، هر كسي معدني را انتخاب كرده و به‌طور غيرمتمركز و بدون اطلاعات كافي و لازم، فعاليت‌ خود را شروع مي‌كند كه اين عمل سبب بروز مشكلاتي در تهية مواد اوليه براي صنايع كاشي و سراميك شده است. يكي از دلايل ضعف در اين بخش، عدم تشكيل سازمان­هاي قوي در بخش معادن و كاني‌هاي معدني در كشور است كه اين فعاليت‌ها را هماهنگ نمايند. البته ناگفته نماند كه در وزارت صنايع و معادن، بخشي وجود دارد كه اين مشكلات را پيگيري مي­كند.



ضعف در بخش صادرات و نقش دولت در فعال كردن آن


فعال شدن شركت‌هاي صادراتي، يكي از شيوه‌هاي بالا بردن ميزان رشد صنايع كشور از جمله صنعت كاشي و سراميك است. به‌عنوان مثال در بازار آذربايجان، توليدكننده كاشي و سراميك ايراني بايد با شركت‌هاي تركيه‌اي رقابت كنند كه امكانات گسترده­اي از طرف دولت در اختيار آنها قرار گرفته است. طبيعتاً تاجران آذربايجاني ترجيح مي‌دهد محصولات تركيه را كه حتي با قيمت بالاتري از محصولات ايراني عرضه مي­شود، خريداري نمايند؛ زيرا مشتريان براي دريافت محصولات ايراني بايد نقداً كاشي را بخرند؛ ولي در عوض شركت‌هاي تركيه‌اي مي‌توانند براي مشتريان خود، اعتبار باز نمايند. اين موضوع و همچنين خدمات ديگري كه شركت‌هاي خارجي در اختيار مشتريان قرار مي‌دهند، سبب فروش بالاتر و بيشتر محصولات كاشي آنها نسبت به محصولات كاشي ايراني مي‌شود.

اگر شركت‌هاي صادراتي قوي روي كار بيايند، مي‌توانند بازارهاي خارجي را سرويس دهند و حتي توليدكنندگان را وادار نمايند تا اجناس و محصولات را طبق استانداردهاي خاصي توليد كنند. بي‌شك اين عمل سبب رونق صنايع كشور از جمله صنعت كاشي و سراميك خواهد شد. در يك طرح پيشنهادي، دولت مي­تواند با پشتيباني مالي، چنين مراكزي را با همكاري بخش­هاي خصوصي ايجاد نمايد تا اينكه مشكل صادرات توليدكنندگان رفع گردد.



عدم تناسب قيمت تمام‌شده محصول با افزايش تيراژ توليد


گسترش كارخانجات و افزايش تيراژ در صنعت سراميك، سودآوري كافي را در بر نخواهد داشت؛ صنعت كاشي، صنعتي نيست كه هر چه كارخانه وسيع­تر شود و توليد آن افزايش يابد، به همان نسبت قيمت تمام‌شده محصول نيز كاهش يابد. بيان اين نكته ضروري است كه در صنعت كاشي، وسعت كارخانه هيچ تناسبي با قيمت نهايي آن ندارد. به عنوان مثال براي توليد روزانه 10 هزار متر مربع كاشي، 10 ميليون دلار سرمايه­گذاري لازم است؛ حال و اگر اين ميزان توليد به 100 هزار مترمربع در روز افزايش يابد، بيش از 95 ميليون دلار سرمايه­گذاري مورد نياز است، زيرا در اين صنعت براي هر دستگاه به تعداد خاصي نيروي انساني مورد نياز است. البته ممكن است در كل، تعداد پرسنل خدماتي مثل باغبان، منشي و نگهبان كم شود كه آن‌هم تأثير چنداني بر قيمت تمام‌شده نخواهد گذاشت.



بالابودن قيمت كاشي ايران نسبت به قيمت جهاني

در يك كلام، علت بالابودن قيمت كاشي ايران نسبت به قيمت جهاني آن اين است كه توليدكنندگان كاشي، به موازات كاهش هزينه‌هاي توليد، قيمت محصولات خود را كاهش ندادند. در سال­هاي قديم كه كاشي با كوره‌هاي سنتي توليد مي‌شد، قيمت‌ تمام‌شده كاشي به‌دليل بالابودن هزينه‌هاي اوليه از جمله سوخت، برق، نيروي انساني و غيره نسبتاً بالا بود، اما بعد از مدتي، با ورود تكنولوژي‌هاي مدرن، هزينه توليد كاشي و به تبع آن قيمت واقعي آن به‌طور فاحشي افت نمود، ولي متأسفانه توليدكنندگان كاشي در قيمت آن تغييري ايجاد نكردند و قيمت‌هاي امروزي تقريباً همان قيمت‌هاي كاشي است كه به شيوه سنتي توليد مي‌شد.

البته ايجاد جو رقابت در بين توليدكنندگان، به‌تدريج سبب كاهش قيمت‌ها خواهد شد، اما بايد توجه داشت كه مبادا رقابت موجب كاهش كيفيت محصولات شود. همچنين هزينه‌ها را با اعمال اقدامات ديگري از جمله: كاهش نيروي انساني، بالا بردن بهره‌وري و كاهش در ميزان ضايعات مي‌توان كاهش داد.

در پايان ذكر اين نكته لازم است كه وزارت صنايع و معادن بايد طوري فعاليت كند تا سرمايه‌داران را به سرمايه‌گذاري در صنايع مختلف تشويق نمايد، اما به همراه آن بايد آنها را نسبت به ميزان توليد، بازار و مسايل ضروري ديگر نيز آگاه سازد و آمارهايي را در اختيار اين افراد قرار دهد تا بر اساس اين اطلاعات و با تحليل­هاي صحيح و كافي وارد عرصة توليد شوند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 12:31  توسط حسن بابالویی  | 

آيا توسعه توليد كاشي و سراميك در كشور با توسعه بازار همراه خواهد شد؟

 

يكي از صنايعي كه در سال­هاي اخير سرمايه‌گذاري‌هاي وسيعي در كشور روي آن صورت گرفته است و از حاشية سود بالايي نيز برخوردار بوده است، صنعت كاشي و سراميك است. تهديد بزرگ پيش روي اين صنعت در شرايط فعلي، افزايش بي‌روية تعداد توليدكنندگان كاشي و سراميك در كشور است كه اگر براي توسعة بازار آنها فكري نشود، بدون شك منجر به ورشكستگي تعداد زيادي از توليدكنندگان كشور خواهد شد. متن زير حاصل گفتگوي شبكه تحليل‌گران تكنولوژي ايران (ايتان) با مهندس شجيعي عضو هيئت مديره شركت سيناكاشي و ديدگاه‌هاي وي در اين خصوص است:
سؤال: با تشكر از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد، گفته مي‌شود به دليل حاشية سود بالاي صنعت كاشي و سراميك، ظرفيت‌هاي جديدي در حال احداث است و اين در حالي است كه هم‌اكنون نيز عرضه بيش از تقاضا است. آيا اين صحيح است؟

مهندسشجيعي: ميزان توليد كاشي و سراميك در كشور نزديك به يكصد ميليون متر مربع در سال است و آمارها نشان مي‌دهند كه در بازار فعلي كشور، عرضة محصول بيشتر از تقاضا است. در موقعيت كنوني ميزان سود و ارزش افزودة كاشي و سراميكي كه در داخل كشور توليد مي‌شود در حدود 40 درصد قيمت تمام‌ شدة آن است كه ارزش افزودة مناسبي است ولي سودي كه از صادرات اين محصولات نصيب شركت‌هاي توليدكننده مي‌شود بسيار كمتر و در حدود نصف سود داخلي آن است.

علت ارزش افزودة بالاي اين صنعت نيز مانند بعضي از صنايع ديگر نظير صنعت خودرو، بسته بودن مرزها و عدم ارتباط با دنياي بيرون و در نتيجه تا حدودي بازار انحصاري داخل كشور و همچنين كيفيت مناسب توليدات داخلي است.

در چنين شرايطي بخش خصوصي قطعاً به صادرات فكر نخواهد كرد چون هدف اين بخش دستيابي به حداكثر سود در حداقل زمان ممكن است كه مسلماً? نمي‌تواند اين مهم را در صادرات كاشي و سراميك جستجو كند. بنابراين تنها بعضي از شركت‌هاي داخلي صرفاً براي اينكه در بازارهاي جهاني حضور داشته باشند اقدام به صادرات محصولات خود مي‌كنند و مي‌توان گفت در اين شرايط، صادرات به جاي اينكه يك تصميم اقتصادي باشد بيشتر يك تصميم مديريتي است به اين مفهوم كه اين شركت‌ها از ديد مصالح بلندمدت خود و نه بر اساس سود حسابداري اقدام به صادرات مي‌نمايند.

سؤال: آيا با توجه به مازاد عرضه‌اي كه به آن اشاره كرديد، راهي براي ايجاد تقاضا و توسعه بازار، براي توليدكنندگان كاشي و سراميك در كشور باقي خواهد بود؟ آيا اساساً اين صنعت، صنعت رو به رشدي است يا اينكه برعكس، تحت تاثير تحولات فناوري ممكن است بازار آن محدودتر هم بشود؟ چه فرصت‌ها و موقعيت‌هايي وجود دارد كه تاكنون به آنها توجهي نشده است؟ مهندسشجيعي: بسياري از صنايع هستند كه هميشگي بوده و اصطلاحاً ناميرا هستند و تحت هر شرايطي وجود خواهند داشت كه از اين ميان مي‌توان به صنعت پوشاك و صنايع غذايي اشاره نمود. از طرفي صنايع ديگري وجود دارند كه لزوماً به شكل كنوني باقي نمانده و احتمالاً در آينده دستخوش تغيير و تحولات اساسي خواهند شد. به عنوان مثال در ژاپن پارچه‌هايي ساخته شده است كه بدون استفاده از شوينده‌ها تميز مي‌شوند كه اين مي‌تواند صنايع شوينده را به طور جدي تهديد نمايد. صنعت كاشي و سراميك يك حالت بينابين دارد ولي به صورت خيلي كلي مي‌توان گفت كه اين صنعت در سطح دنيا تا زمان زيادي استمرار خواهد داشت و از اين جهت، تهديدي براي اين صنعت وجود ندارد.

مصرف سرانة كاشي و سراميك در كشورهاي توليدكننده و مصرف‌كننده حدود يك متر مربع است كه اين رقم براي كشور ما نيز تا حدودي صادق است. نكته‌اي كه وجود دارد اين است كه براي توليدكنندگان ما بازارهاي ايجاد نشده و نيازهاي جديدي وجود دارد كه لازم است شناسايي شوند:

1- به عنوان مثال‌ هتل‌ها در سراسر دنيا دائماً روي طرح‌هاي جديد و بازسازي قسمت‌هاي مختلف خود كار مي‌كنند كه اين امر بازارها و نيازهاي جديدي را ايجاد مي‌كند ولي در ايران كمتر مكاني است كه در اين زمينه كار اساسي انجام داده باشد.

2- علاوه بر بازارهاي داخلي، شناسايي بازارهاي كشورهاي ديگر و توجه به سليقه‌هاي آنها نيز بسيار مهم است. به عنوان مثال بعضي ازكشورهايتازهاستقلال‌يافته كه در اوايل استقلال خود از ورقه­هاي كاغذي و پلاستيكي به عنوان پوشش ديوارهاي خود استفاده مي‌كردند اكنون داراي بازارهاي مصرف بسيار مناسب كاشي و سراميك هستند كه ما از آن غافل مانده­ايم. در نتيجه اكنون بايد نقش تركيه و توليدكنندگان كشورهاي عربي را در اين كشورها ببينيم و نسبت به فرصت‌هاي از دست رفته حسرت بخوريم.

3- صنعت كاشي و سراميك همچنين داراي شاخه‌ها و رشته­فعاليت­هاي زيادي است كه هر كدام از اين شاخه­ها مي‌تواند به صورت جداگانه مورد توجه قرار گيرد و به عنوان يك فرصت مطرح باشد. به عنوان مثال جالب است بدانيد كه در ايتاليا شركت‌هايي وجود دارند كه فقط روي طراحي كاشي و سراميك كار مي‌كنند به اينصورتكهمثلاً با همكاري دانشجويان دانشكده‌هاي هنر، عكس‌ها و طرح‌هاي زيادي را با الهام از طبيعتتهيهمي‌كنند و از آنها در طراحي‌هاي كاشي و سراميك استفاده مي‌نمايند و در نهايت طرح‌هاي ايجاد شده را به صورت كامل در سطح دنيا به توليدكنندگان كاشي مي‌فروشند.

4- بالاخره اينكه امروزه كشورهاي معروف اروپايي مثل ايتاليا و اسپانيا، كاشي و سراميك توليد مي‌كنند ولي بيشتر توليدات آنها چيزي نيست كه ما در كشور خود مي‌شناسيم بلكه آنها به توليد كاشي‌هاي خاص روي آورده‌اند. به عنوان مثال براي يك ساختمان خاص، با معمار آن مذاكره كرده و براي آن ساختمان يك طرح ويژه در نظر مي‌گيرند و بر اساس اين طراحي، كاشي و سراميك توليد مي‌كنند. با اين تفاوت كه متوسط نرخ جهاني كاشي در ردة بازاري كه ما در آن رقابت مي‌كنيم در حدود 3 دلار براي هر متر مربع است و حال آنكه كاشي‌هاي خاص توليد شده مي‌تواند در بهترين شرايط تا حدود مترمربعي 70 يورو نيز به فروش برسد. به نظر من شايد يكي از مشكلات ما چه در داخل و چه در خارج از كشور اين است كه 90 درصد ما روي 10 درصد بازار بالقوه تمركز كرده‌ايم و حال آنكه 10 درصد توليدكننده‌ها به 90 درصد بازار احاطه دارند و به راحتي از آن سود مي‌برند.

سؤال: با توجه به اينكه مواردي كه جنابعالي در جهت توسعة بازار پيشنهاد داديد، به نظر نمي‌رسد كه در كوتاه‌مدت و در ميزان زياد در كشور عملي باشد، آيا موافق نيستيد كه در بخش عرضه بايد كار شود و اين وضعيت اعطاي بي‌رويه موافقت اصولي به سرمايه‌گذاران، بدون مطالعه دقيق علمي و فني از سوي وزارت صنايع و معادن تعديل شود؟ آيا نبايد در اين زمينه اطلاع‌رساني صورت گيرد؟ چون به هر حال بخش خصوصي هر چند از سرماية خود استفاده مي‌كند ولي به هر حال منابع ملي را صرف مي‌كند. نظر شما در اين رابطه چيست؟ مهندسشجيعي: در بيشتر كشورهاي توسعه‌يافته، دولت سياست‌هاي كلان و خط‌مشي‌هاي كلي را مشخص مي­نمايد و در بعضي از حوزه‌ها حمايت‌هاي لازم را از صنايع به عمل مي‌آورد ولي در نهايت اين بخش خصوصي است كه با بررسي اوضاع تصميم مي‌گيرد در كدام بخش سرمايه‌گذاري كند و در اين مسير نيز دولت به عنوان مانعي سر راه او قرار ندارد و در تصميم‌گيري‌ها دخالتي نمي­كند. البته در طي اين مسير، دولت زيرساخت‌هاي لازم مثل بانك‌هاي اطلاعاتي و خدمات مشاوره‌اي را براي سرمايه‌گذاران فراهم مي‌كند تا تصميم‌گيري‌هاي بهتري صورت گيرد.

من با اين موضوع كه امروز در كشور ما آمار و اطلاعات صحيح و مشخص مثل آنچه در كشورهاي پيشرفته وجود دارد‌، يافت نمي‌شود كاملاً موافق هستم ولي معتقد به اين نيستم كه وزارت صنايع از دادن موافقت اصولي و مجوز لازم جهت سرمايه‌گذاري در بعضي از بخش‌هاي صنعت خودداري كند؛ چون اصولاً وزارت صنايع متولي بخش خصوصي نيست. متأسفانه فرهنگ صنعتي لازم به سرمايه‌گذاران القا نشده است كه به عنوان صاحب سرمايه نبايد منتظر بمانند كه دولت براي آنها تصميم‌گيري كند بلكه اين وظيفة خود آنهاست كه قبل از سرمايه‌گذاري در يك بخش، ضمن مطالعة عميق فني و اقتصادي، وضعيت بازار و ظرفيت صنعت را بررسي كرده و با استناد به آمار و اطلاعات كاملي كه جمع‌آوري مي‌كنند تصميم‌گيري نمايند.

سؤال: يكي از موضوعاتي كه براي كل صنعت كشور مطرح است بحث پيوستن كشور به سازمان تجارت جهاني (WTO) است. وضعيت صنعت كاشي و سراميك كشور را با پيوستن به اين سازمان چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ مهندسشجيعي: در رابطه با موضوع پيوستن به سازمان تجارت جهاني، دولت سياست‌هاي مختلفي از جمله واقعي كردن نرخ انرژي و همچنين وضع تعرفه‌هاي پلكاني را در پيش گرفته است تا بتواند در بلندمدت صنايع كشور را با شرايط WTO تطبيق دهد. به نظر من يكي از دلايل رشد صنعت كاشي در كوتاه‌مدت، نپيوستن به سازمان تجارت جهاني بوده است ولي مسلماً شرايط تغيير خواهد كرد.

اصولاً سرمايه‌گذاري در دنياي كنوني معياري دارد كه اين معيار با متوسط نرخ تورم سنجيده مي‌شود به اين معني كه اگر سود سرمايه‌گذاري در يك صنعت به اندازة مقدار مشخصي بيش از نرخ تورم باشد، سرمايه‌گذاري در آن صنعت توجيه‌پذير خواهد بود ولي در ايران در بعضي موارد به علت انحصاري بودن و بسته بودن بازار و عدم ارتباط با دنياي بيرون، سود سرمايه‌گذاري دركوتاه‌مدت بيشتر از نرخ تورم است.

به همين دليل با پيوستن كشور به WTO، درصدي از سود صنعت كاشي و سراميك كاهش خواهد يافت و اين به اين مفهوم خواهد بود كه اين صنعت تازه به متوسط جهاني نزديك مي‌شود. در واقع توليدكنندگان كاشي و سراميك از فروش محصولات خود ضرر نمي‌كنند بلكه سود آنها كاهش مي‌يابد و البته اين نيز، نياز به مديريت و برنامه‌ريزي صحيح دارد. مسلماً در اين بين بسياري از شركت‌ها و توليدكنندگان نيز توان رقابت نخواهند داشت و از گردونه رقابت خارج خواهند شد كه اين ماهيت صنعت است و در همه جاي دنيا اتفاق مي‌افتد. بنابراين رمز بقاء در اين صنعت اين است كه توليدكننده از همين امروز به فكر باشد و خود را به تكنولوژي روز دنيا مجهز نمايد و براي آينده خود برنامه­ريزي كند.

سؤال: به عنوان آخرين سؤال وضعيت تحقيق و توسعه در صنعت كاشي كشور و جهان و همچنين سطح تكنولوژي در كشور را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ مهندسشجيعي: درحال حاضر مي‌توان ادعا كرد كه توان تكنولوژيكي كشور در صنعت كاشي و سراميك با كشورهاي اروپايي برابري مي‌كند و بعضي از شركت‌هاي مهم و عمدة توليدكنندة كاشي كشور سعي كرده‌اند همواره خود را به جديدترين تكنولوژي­هاي روز دنيا مجهز كنند. در اين راستا مذاكراتي با كشورهايي مثل سوريه و لبنان نيز صورت گرفته است كه توليدكنندگان داخلي بتوانند ضمن انتقال تكنولوژي از كشورهاي پيشرفته، تكنولوژي و تجهيزات موجود خود را نيز به اين كشورها انتقال دهند.

تحقيق و توسعه در صنعت كاشي و سراميك ايران در حد تحقيقات محصول و در بعضي موارد، طراحي محصول و به صورت پراكنده وجود دارد. يكي ديگر از مشكلاتي كه در كشور ما وجود دارد و ما تاكنون به صورت زيربنايي در جهت اصلاح آن كاري انجام نداده‌ايم اين است كه نمي‌دانيم بر روي چه چيزي بايد تحقيق و توسعه انجام دهيم. در بسياري از موارد R&D روي مسايل و مشكلاتي صورت مي‌گيرد كه سال­ها پيش در دنيا حل شده‌اند و يا اينكه روي موضوعاتي كار مي‌كنيم كه به فرض رسيدن به نتيجه نيز سرمايه و هنر لازم براي تجاري كردن آن را نداريم. پس قبل از هر چيز بايد هدف خود را از R&D در كشور مشخص كنيم.

اطلاع از وضعيت R&D در صنعت كاشي و سراميك كشورهاي اروپايي بسيار جالب و آموزنده است. در اين كشورها تحقيق و توسعه در اين زمينه در كارخانه‌هاي توليد كاشي صورت نمي‌گيرد بلكه در اين صنعت سرمايه‌گذاري لازم جهت تحقيق و توسعه و حتي توليد محصولات جديد را ماشين‌سازها و سازندگان تجهيزات انجام مي‌دهند؛ در صورتي كه مطابق تعاريف عامي كه در ايران وجود دارد شايد اين موضوع قابل پذيرش نباشد. با سرمايه‌گذاري‌ها و تلاش‌هايي كه در سال‌هاي اخير صورت گرفته است، خوشبختانه در زمينه توليد مواد اوليه و فرآوري آنها تحقيقات مفيدي صورت گرفته كه اميدواريم در نهايت منجر به توليد محصولاتي با قابليت رقابت با محصولات جهاني گردد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 12:30  توسط حسن بابالویی  | 

سراميك‌هاي پيشرفته و كاربرد آن

 

*سراميك‌هاي پيشرفته به‌دليل برخورداري از ويژگي‌هايي چون پايداري در دماهاي بالا، استحكام زياد و مقاومت بالا در برابر خوردگي، خواص مغناطيسي و الكتريكي خاص و منحصربه‌فرد، در بسياري از صنايع در ليست اجزاي بسيار مهم و استراتژيك قرار گرفته‌اند. مثلاً كاربرد آن‌ها در ماشين‌سازي و ساخت قطعات صنعتي به‌خاطر خواصي چون استحكام و مقاومت در برابر سايش و خوردگي، بسيار برجسته است.

1- تعريف سراميك و سراميك‌هاي پيشرفته
به‌طور كلي به مواد كاني غيرفلزي سراميك مي‌گويند؛ به اين مفهوم كه علاوه‌بر اينكه معدني هستند در عين حال خواص فلزي ندارند. علمي كه به بحث در مورد سراميك‌ها مي‌پردازد به علم سراميك و صنعت مرتبط با آن به صنعت سراميك موسوم است.
در اين صنعت دو شاخه اصلي وجود دارد: 1. سراميك‌هاي سنتي و 2. سراميك‌هاي پيشرفته.
سراميك‌هاي پيشرفته گروهي از مواد نو هستند كه با توجه به ‌كاربرد، ارزش افزوده و پيچيدگي فناوري، داراي تقسيم‌بندي‌هاي مختلفي هستند. رايج‌ترين دسته‌بندي سراميك‌هاي پيشرفته بر اساس كاربرد آن‌ها است. اين دسته‌بندي شامل: سراميك‌هاي مهندسي، بيوسراميك‌ها، الكتروسراميك‌ها و شيشه‌سراميك‌ها مي‌شود. در اين بين، الكتروسراميك‌ها به‌علت حوزة وسيع كاربرد و بيوسراميك‌ها به‌خاطر ارتباطشان با حيات بشر از اهميت خاصي برخوردار هستند.
در حال حاضر پيشرفته يا سنتي‌بودن يك ماده بيشتر از اينكه به خود آن مربوط باشد به مفاهيم و ديدگاه‌هايي برمي‌گردد كه بر آن اساس ماده، ساخته شده است؛ به اين معني كه نوع نگرش به اين مواد، پيشرفته يا سنتي بودن آن‌ها را تعيين مي‌كند. بنابراين اگر با يك ديدگاه علمي پيشرفته، ماده‌اي را بررسي و دگرگون كنند كه از سال‌ها قبل وجود داشته است، ماده موردنظر در حوزه مواد پيشرفته قرار خواهد گرفت و برعكس اگر كاربردي بسيار متداول و غيرعلمي و غيرمهندسي حتي از يك ماده جديد مدنظر باشد با حوزة مواد سنتي و متداول سروكار خواهيم داشت.
با ذكر يك مثال مي‌توان مفهوم را روشن‌تر بيان كرد. گچ و رس جزء مواد بسيار سنتي و متداول هستند و سال‌هاي زيادي است كه مورد استفاده قرار مي‌گيرند، ولي در حال حاضر مي‌توان با ديدگاه‌هاي جديد (مثل نانوفناوري) و در مقياس اتمي و سلول واحد، تغييراتي را در اين مواد ايجاد كرد؛ به‌گونه‌اي كه داراي خواصي شوند كه قبلاً فاقد آن بوده‌اند. در اين‌ صورت گرچه هنوز با گچ و رس سروكار داريم ولي حوزة پيش روي ما مربوط به مواد پيشرفته خواهد بود.
پس به‌طور كلي مي‌توان مولفة دانش در توليد يك محصول را به‌عنوان معياري براي تعيين پيشرفته يا سنتي بودن آن در نظر گرفت، به‌گونه‌اي كه اگر دانش در توليد يك محصول سراميكي داراي نقش محوري و اساسي باشد آن ماده را در گروه سراميك‌هاي پيشرفته قرار داده و سراميك‌هاي سنتي را آن دسته از مواد دانست كه در توليد آن‌ها سهم دانش ناچيز باشد.

2- كاربرد سراميك‌هاي پيشرفته
سراميك‌هاي پيشرفته به‌دليل برخورداري از ويژگي‌هايي چون پايداري در دماهاي بالا، استحكام زياد و مقاومت بالا در برابر خوردگي، خواص مغناطيسي و الكتريكي خاص و منحصربه‌فرد، در بسياري از صنايع در ليست اجزاي بسيار مهم و استراتژيك قرار گرفته‌اند. مثلاً كاربرد آن‌ها در ماشين‌سازي و ساخت قطعات صنعتي به‌خاطر خواصي چون استحكام و مقاومت در برابر سايش و خوردگي، بسيار برجسته است.
سراميك‌هاي پيشرفته در لوازم خانگي نيز كاربرد دارند. البته در حال حاضر، چون قيمت آن نسبت به مواد سنتي براي كارهاي عمومي كمي بالا است، استفاده كم‌تري از آن‌ها مي‌شود. ولي در آينده به‌دليل رشد تقاضا و افزايش مقدار توليد، قيمت اين نوع سراميك‌ها كاهش يافته و كاربردهاي عمومي آن‌ها بيشتر خواهد شد.
سراميك‌هاي پيشرفته در سال‌هاي آينده احتمالاً كاربردهاي بسيار حساس و دقيق‌تري در زمينه‌هاي مختلف پيدا خواهندكرد كه برخي از آن‌ها به قرار زير مي‌باشند:
2-1- اب�?ررساناهاي سراميكي
در بعضي از مواد وقتي كه به يك دماي خاص برسيم، تغييري در حالت ماده به‌وجود مي‌آيد كه به آن ابررسانايي مي‌گويند. در اين حالت مقاومت الكتريكي از بين مي‌رود؛ به‌طوري كه جرياني كه در يك حلقه ابررسانا توليد مي شود تا صد هزار سال بدون تغيير باقي مي‌ماند. ابررساناهاي سراميكي كه اخيرا نمونه هايي از آن‌ها در كابل‌ها و مبدل‌هاي الكتريكي به‌كار گرفته شده است، احتمالاً در سال‌هاي آينده وارد بازار خواهند شد.
2-3- كاربرد سراميك‌هاي پيشرفته در فناوري زيستي (بيوفناوري)
در مورد كاشت‌هاي ميكروني‌ كه قرار است به‌صورت ميكرورآكتور در بدن كار كنند تحقيقاتي انجام گرفته است كه در آن به حسگرهاي سراميكي در مقياس نانومتري نياز خواهد بود. همچنين ساختارهاي گياهي با سيستم‌هاي بهينه‌ شدة الياف وكانال‌هاي خود عيناً در مورد ساختارهاي سراميكي شبيه‌سازي شده‌اند و قرار است به‌عنوان سيستم‌هاي بسيار مؤثر كاتاليزوري به‌كار گرفته‌شوند.
2-4- درفناوري ساخت كامپيوترها
در اين زمينه امكان وقوع تحولاتي در راستاي استفاده از تراشه‌هاي اس.آي- اس.آي. سي (Si-SiC) بجاي تراشه‌هاي فعلي سيليكوني وجود دارد. اين موضوع امروزه شديداً مورد پژوهش و تحقيق قرار گرفته‌است. در صنايع اتومبيل‌سازي روزبه‌روز از قطعات الكتريكي بهرة بيشتري گرفته مي‌شود و استفاده از قطعات سراميكي مينياتوري در اين زمينه بسيار حياتي است.
2-5- كاربردهاي ميكروالكترونيكي سراميك‌ها
در آينده، سراميك‌ها باز هم در كاربردهاي ميكروالكترونيكي نقش خواهند داشت. مزاياي پايه‌هاي سراميكي درون اتصالي مانند ثبات خواص الكتريكي، نشر حرارتي بالا، قدرت تكنيك بالا، خطوط هدايت كاملاً واضح و قابليت سوار كردن اجزاي كنش‌پذير، سراميك‌ها را براي استفاده در قطعات الكترونيكي، ايده‌آل مي‌سازد. برخي از كاربردهاي اين مواد در تلفن‌هاي همراه، پيجرها، سيستم‌هاي ترمز ضد قفل شونده، كنترل‌كننده‌هاي موتور خودرو، باتري قلب و دوربين‌هاي ديجيتالي مي‌باشد.
2-6- زمينه‌هاي ديگر كاربرد سراميك
فناوري‌‌هاي ديگري كه سراميك‌ها در آينده در آن‌ها نقش خواهند داشت، كامپوزيت‌هاي زمينه سراميكي، دستگاه‌هاي ميكروالكترومكانيكي(MEMS)، سيستم‌هاي هوشمند با استفاده از مواد سراميكي (پيزو سراميك‌ها) و الگوسازي‌هاي اوليه سريع، خواهند بود.
اما اگر بخواهيم بيشتر راجع به آينده فكر كنيم، احتمال وجود كامپيوترهاي سريع‌تري مي‌رود كه بر پايه سيستم دوتايي صفر و يك نيستند. اين كامپيوترها در سطح اتمي عمل خواهند كرد و به جاي اِلِمان‌هاي نيمه‌هادي، داراي نقاط كوانتومي به‌عنوان واحدِ مدارشان خواهند بود.

برگرفته از نوشته‌هاي دكتر سرپولكي، دكتر صولتي، دكتر گلستاني‌فرد، دكتر مارقوسيان و دكتر هاوس‌من.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 12:29  توسط حسن بابالویی  | 

آيا صنعت كاشي ايران توان مقابله با چالش‌هاي موجود را دارد؟ (ديدگاه مهندس اقبالي)

 

صنايع كاشي در دنيا روزبه‌روز نزديكتري را تجربه مي‌كنند اما متأسفانه صنعت كاشي ايران در بازارهاي جهاني نتوانسته جايي براي خود پيدا كند و معدود صادركنندگان داخلي، با قبول ضرر ناشي از كاهش قيمت خود در صادرات و جبران آن در بازار داخلي، سعي مي­كنند در بازارهاي جهاني حضور داشته باشند؛ تا چه مدت اين روند مي­تواند ادامه داشته باشد؟ متن زير بخشي از گفتگوي مهندس اقبالي، مدير واحد تحقيق و توسعه و كنترل كيفيت سامان‌كاشي، با شبكه تحليلگران تكنولوژي ايران است:

جايگاه صنعت كاشي ايران در جهان؛

واردات ماشين‌آلات مدرن مشكلي را حل نكرد

طي سال­هاي گذشته، ايتاليا، اسپانيا و تركيه رتبه‌هاي اول تا سوم توليد و صادرات كاشي را در اختيار داشتند؛ اما در حال حاضر با ورود چين به عرصه رقابت جايگاه سوم در اختيار اين كشور قرار گرفته است. ايران در اين ميان، جايگاه قابل قبولي نداشته و ندارد.

دولت طي هفت سال اخير، تلاش كرده است با اتخاذ سياست‌هايي چون بستن بازارهاي داخلي و حمايت از توليدكنندگان، صنعت كاشي را متحول سازد. اما حتي جايگزين كردن مدرن‌ترين و پيشرفته‌ترين ماشين‌آلات و تجهيزات نيز نتوانست صنعت كاشي ايران را در سطح ساير توليدكنندگان جهاني مطرح كند و آنچه امروز به آن دست يافته‌ايم، اين است كه هنوز صنعت كاشي، قدرت رقابت در عرصة بازارهاي جهاني را ندارد.

توليد مازاد و صدور بي‌روية موافقت اصولي

با نيم‌نگاهي به آمار و ارقام، درمي‌يابيم كه صنايع داخلي با خطر توليد مازاد مواجه هستند. مصرف سالانه كاشي در ايران 80 ميليون مترمربع است؛ در حالي‌كه هم‌اكنون سالانه بالغ بر 130 ميليون مترمربع كاشي توليد مي‌شود و اين رقم در آينده‌اي نزديك با وجود صدور موافقت‌اصولي‌هاي بي‌رويه و افزايش ظرفيت توليد كاشي، به بيش از 200 ميليون مترمربع خواهد رسيد. از طرف ديگر نمي‌توان بازارهاي داخلي را به مدت طولاني در مقابل واردات كالاي خارجي بسته نگه داشت و در آينده حضور محصولات خارجي در كنار محصولات ايراني، عرصة رقابت را تنگ‌تر خواهد ساخت.

مشكلات صنعت كاشي ايران

برخي صاحب‌نظران صنعت كاشي ايران بر اين باورند كه اين صنعت با بحران روبرو است؛ به دلايل زير:

1- قيمت تمام شده محصولات داخلي بالابوده و توان توليدي بسياري از كارخانه‌ها پايين است. به عبارت ديگر سرعت پيشبرد برنامه‌هاي توسعة صنايع كاشي در ايران، به اندازه كافي زياد نيست تا بتواند ضربه ناشي از ورود به بازارهاي جهاني را دفع كند و فضاي علمي دانشگاه نيز توان كافي براي سرعت بخشيدن به اين امر را ندارد. با توجه به اين مسايل ؛ در آينده­اي نه­چندان دور، صنعت كاشي كشور ضربه مي­خورد.

• صادرات كاشي ايران در طي سال­هاي اخير از مرز 7-6 ميليون مترمربع در سال افزايش نيافته است.

• هزينة نيروي انساني و انرژي نسبت به ساير كشورهاي توليدكننده كمتر است ولي به همان نسبت، كارايي نيروي انساني كمتر و اتلاف انرژي بيشتر است.

راه‌هاي غلبه بر مشكلات

با اين وجود كشور ما هنوز از مزيت‌هاي نسبي مناسبي در منطقه برخوردار است: بنابراين چون كاشي از لحاظ وزن، محصول صادراتي سنگيني است و هر كشوري نمي‌تواند در بازارهاي دور از خود، حضور داشته باشد. (اطراف كشور ما بازار بزرگي براي مصرف كاشي وجود دارد، مي‌توان با برنامه‌ريزي مناسب آن را تصاحب كرد.

ضعف در صادرات، فقط ناشي از كيفيت پايين محصولات نيست، چرا كه هر محصول با هر كيفيت مي‌تواند مشتري خاص خود را داشته باشد. صادرات موفق در گرو يافتن بازارهاي مناسب براي هر محصول است.

صنعت كاشي ايران مي‌تواند با رويكرد علمي به مسائل مديريتي و تكنولوژيكي، ساماندهي بهتر انجمن‌ها و اصناف و استفاده از ماشين‌آلات و تجهيزاتي كه در سطح روز دنيا هستند، بر بسياري از مسائل فائق آيد.

بي‌شك افزايش بي رويه ظرفيت توليد بدون بهره‌گيري از نيروي انساني، مواد اوليه و ماشين‌آلات نمي‌تواند باعث كاهش قيمت‌ها و ايجاد مزيت رقابتي شود.

در يك جاي مناسب به آن اشاره شود. در انتهاي متن ممكن است ذكر آن به عنوان نتيجه‌گيري مطرح شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 12:27  توسط حسن بابالویی  | 

هنري به نام كاشي كاري

 

:صنعت كاشي سازي و كاشي كاري كه بيش از همه در تزيين معماري سرزمين ايران، و به طوراخص بناهاي مذهبي به كار گرفته شده، همانند سفالگري داراي ويژگي هاي خاصي است.


صنعت كاشي سازي و كاشي كاري كه بيش از همه در تزيين معماري سرزمين ايران، و به طوراخص بناهاي مذهبي به كار گرفته شده، همانند سفالگري داراي ويژگي هاي خاصي است. اين هنر و صنعت از گذشته ي بسيار دور در نتيجه مهارت، ذوق و سليقه كاشي ساز در مقام شيئي تركيبي متجلي گرديده، بدين ترتيب كه هنرمند كاشيكار يا موزاييك ساز با كاربرد و تركيب رنگ هاي گوناگون و يا در كنار هم قرار دادن قطعات ريزي از سنگ هاي رنگين و بر طبق نقشه اي از قبل طرح گرديده، به اشكالي متفاوت و موزون از تزيينات بنا دست يافته است. طرح هاي ساده هندسي، خط منحني، نيم دايره، مثلث، و خطوط متوازي كه خط عمودي ديگري بر روي آنها رسم شده از تصاويري هستند كه بر يافته هاي دوره هاي قديمي تر جاي دارند، كه به مرور نقش هاي متنوع هندسي، گل و برگ، گياه و حيوانات كه با الهام و تأثير پذيري از طبيعت شكل گرفته اند پديدار مي گردند، و در همه حال مهارت هنرمند و صنعت كار در نقش دادن به طرح ها و هماهنگ ساختن آنها، بارزترين موضوع مورد توجه است.
اين نكته را بايد يادآور شد كه مراد كاشي گر و كاشي ساز از خلق چنين آثار هنري هرگز رفع احتياجات عمومي و روزمره نبوده، بلكه شناخت هنرمند از زيبايي و ارضاي تمايلات عالي انساني و مذهبي، مايه اصلي كارش بوده است. مخصوصاً اگر به ياد آوريم كه هنرهاي كاربردي بيشتر جنبه ي كاربرد مادي دارد، حال آن كه خلق آثار هنري نمايانگر روح تلطيف يافته انسان مي باشد، همچنان كه «پوپ» پس از ديدن كاشي كاري مسجد شيخ لطف الله در «بررسي هنر ايران» مي نويسد،«خلق چنين آثار هنري جز از راه ايمان به خدا و مذهب نمي تواند به وجود آيد».
هنر موزاييك سازي و كاشي كاري معرق، تركيبي از خصايص تجريدي و انفرادي اشياء و رنگ هاست، كه بيننده را به تحسين ذوق و سليقه و اعتبار كار هنرمند در تلفيق و تركيب پديده هاي مختلف وادار مي سازد. تزيينات كاشي بر روي ستون هاي معبدالعبيد در بين النهرين باقي مانده از سال هاي نيمه ي دوم هزاره ي دوم ق.م. نشانگر اولين كار برد هنركاشي كاري در معماري است. اين شيوه تزييني كه با تركيب سنگ هايي الوان و قرار دادن آنها در كنار يكديگر و با نظم و تزييني خاص هم چنين با استفاده از اشياء رنگين مانند صدف، استخوان و ... ترتيب يافته، بيشتر شبيه به شيوه ي موزاييك سازي است تا كاشي كاري، كه به هر حال اولين تلفيق اشياء الوان تزييني است كه با نقوش مختلف هندسي زينت بخش نماي بنا شده، و پايه اي جهت تداوم هنر كاشي كاري به خصوص نوع معرق آن در آينده گرديده است. هم چنين اولين تزيينات آجرهاي لعابدار و منقوش نيز بر ديواره هاي كاخ هاي آشور و بابل به كار گرفته شده است.
در ايران مراوده فرهنگي، اجتماعي، نظامي، داد و ستدهاي اقتصادي و رابطه صنعتي، گذشته از ممالك همجوار، با ممالك دور دست نيزسابقه تاريخي داشته است. اين روابط تأثير متقابل فرهنگي را در بسياري از شئون صنعتي و هنري به ويژه هنر كاشي كاري و كاشي سازي و موزاييك به همراه داشته، كه اولين آثار و مظاهر اين هنر در اواخر هزاره ي دوم ق.م. جلوه گر مي شود. در كاوش هاي باستان شناسي چغازنبيل، شوش و ساير نقاط باستاني ايران، علاوه بر لعاب روي سفال، خشت هاي لعابدار نيز يافته شده است. فن و صنعت موزاييك سازي يعني تركيب سنگ هاي رنگي كوچك و طبق طرح هاي هندسي و با نقوش مختلف زيبا در اين زمان به اوج ترقي و پيشرفت خود رسيده كه ساغر بدست آمده از حفريات مارليك را مي توان نمونه عالي و كامل آن دانست. اين جام موزاييكي كه از تركيب سنگ هاي رنگين به شيوه ي دو جداره ساخته شده از نظر اصطلاح فني به «هزار گل» معروف است و از لحاظ كيفيت كار در رديف منبت قرار دارد.

تزيينات به جاي مانده از زمان هخامنشيان حكايت از كاربرد آجرهاي لعابدار رنگين و منقوش وتركيب آنها دارد، بدنه ي ساختمان هاي شوش و تخت جمشيد با چنين تلفيقي آرايش شده اند، دو نمونه جالب توجه از اين نوع كاشي كاري در شوش به دست آمده كه به «شيران وتيراندازان» معروف است. علاوه بر موزون بودن و رعايت تناسب كه در تركيب اجزاء طرح ها به كار رفته، نقش اصلي همچنان حكايت از وضعيت و هويت واقعي سربازان دارد. چنان كه چهره ها از سفيد تا تيره و بالاخره سياه رنگ است، وسايل زينتي مانند گوشواره و دستبندهايي از طلا در بردارند و يا كفش هايي از چرم زرد رنگ به پا دارند. از تزيينات كاشي هم چنين براي آرايش كتيبه ها نيز استفاده شده است. رنگ متن ، اصلي كاشي هاي دوره ي هخامنشيان اغلب زرد، سبز و قهوه اي مي باشد و لعاب روي آجرها از گچ و خاك پخته تشكيل شده است.
نمونه هاي ديگري از اين نوع كاشي هاي لعابدار مصور به نقش حيوانات خيالي مانند «سيمرغ» و يا «گريفن» داراي شاخ گاو، سر و پاي شير و چنگال پرندگان نيز طي حفريات چندي به دست آمده است. قطعاتي از قسمت هاي مختلف كاشي كاري متنوع زمان هخامنشيان در حال حاضر در مجموعه ي موزه لوور و ساير موزه هاي معروف جهان قرار دارد.
در دوره ي اشكانيان صنعت لعاب دهي پيشرفت قابل ملاحظه اي كرد، و به خصوص استفاده از لعاب يكرنگ براي پوشش جدار داخلي و سطح خارجي ظروف سفالين معمول گرديد، وهم چنين غالباً قشر ضخيمي از لعاب بر روي تابوت هاي دفن اجساد كشيده مي شده است. در اين دوره به تدريج استفاده از لعاب هايي به رنگ هاي سبز روشن و آبي فيروزه اي رونق پيدا كرد. بنا به اعتقاد عده اي از محققان، صنعت لعاب سازي در زمان اشكانيان در نتيجه ارتباط تجاري و سياسي بين ايران و خاور دور به چين راه يافته، و سفالگران چين در زمانسلسله هان(206ق م –220 ميلادي) از فنون لعاب دهي رايج در ايران براي پوشش ظروف سفالين استفاده مي كرده اند. با وجود توسعه فن لعاب دهي به علت ناشناخته ماندن معماري دوره اشكاني در ايران، گمان مي رود در اين دوره هنرمندان استفاده چنداني از لعاب براي پوشش خشت و آجر نكرده و نقاشي ديواري را براي تزيين بناها ترجيح داده اند. ديوار نگاره هاي كاخ آشور و كوه خواجه سيستان يادآور اهميت و رونق نقاشي ديواري در اين دوره است.

طرح هاي تزييني اين دوره از نقش هاي گل و گياه، نخل هاي كوچك، برگ هاي شبيه گل «لوتوس» و تزيينات انساني و حيواني است، كه در آرايش دوبناي ياد شده نيز به كار رفته است.
اميد است در كاوش هاي آينده در نقاط مختلف كاشي هاي بيشتري از دوره اشكانيان يافت شود كه امكان مطالعه و بررسي دقيق در اين زمينه را فراهم آورد.
در عصر ساسانيان هنر و صنعت دوره ي هخامنشيان مانند ساير رشته هاي هنري ادامه پيدا كرد، و ساخت كاشي هاي زمان هخامنشيان با همان شيوه و با لعاب ضخيم تر رايج گرديد.
نمونه هاي متعددي از اين نوع كاشي ها كه ضخامت لعاب آن ها به قطر يك سانتيمترمي رسد در كاوش هاي فيروز آباد و بيشابور به دست آمده است. در دوره ساسانيان علاوه بر هنر كاشي سازي هنر موازييك سازي نيز متداول گرديد. مخصوصاً پوشش دو ايوان شرقي و غربي بيشابور ازموزاييك به رنگ هاي گوناگون وتزيينات گل و گياه و نقوشي از اشكال پرندگان و انسان را در بر مي گيرد. كيفيت نقوش موزاييك هاي مكشوفه در بيشابور گوياي ادامه سبك و روش هنري است كه در دوره ي اسلامي به شيوه معرق در كاشي سازي و كاشي كاري تجلي نموده است. رنگ آميزي هاي متناسب، ايجاد هماهنگي و رعايت تناسب از ويژگي هاي كاشي كاري هاي اين دوره مي باشد.
پس از گسترش اسلام، به مرور هنر كاشي كاري يكي از مهمترين عوامل تزيين و پوشش براي استحكام بناهاي گوناگون به ويژه بناهاي مذهبي گرديد. يكي از زيباترين انواع كاشي كاري را در مقدس ترين بناي مذهبي يعني قبةالصخره به تاريخ قرن اول هجري مي توان مشاهده كرد.

از اوايل دوره ي اسلامي كاشي كاران و كاشي سازان ايراني مانند ديگر هنرمندان ايراني پيشقدم بوده و طبق گفته ي مورخين اسلامي شيوه هاي گوناگون هنر كاشي كاري رابا خود تا دورترين نقاط ممالك تسخير شده- يعني اسپانيا- نيز برده اند.
هنرمندان ايراني از تركيب كاشي هاي با رنگ هاي مختلف به شيوه موزاييك، نوع كاشي هاي «معرق» را به وجود آوردند وخشت هاي كاشي هاي ساده و يكرنگ دوره ي قبل از اسلام را به رنگ هاي متنوع آميخته و نوع كاشي «هفت رنگ» را ساختند. همچنين ازتركيب كاشي هاي ساده با تلفيق آجر و گچ، نوع كاشي هاي «معقلي» را پديد آوردند. و به اين ترتيب از قرن پنجم هجري به بعد كمتر بنايي را مي توان مشاهده كرد كه با يكي از روش هاي سه گانه فوق و يا كاشي هاي گوناگون رنگين تزيين نشده باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 12:21  توسط حسن بابالویی  | 

1. تعریف لعاب


 

لعاب قشرنازک شیشه ای یا شیشه مانند است که (در فرآیند لعابکاری) بر سطوح بعضی اجسام سرامیکی پوشش داده می شود. ماده ی تشکیل دهنده ی لعاب را که پودر بسیار نرمی است به وسیله ای روی جسم مورد نظر لعابکاری می کنند و سپس می پزند. لعاب، تمام سطح جسم سرامیکی را کاملاً به صورت یک پوشش نازک می پوشاند. لعاب همیشه در دمای کمتری نسبت به بدنه های سرامیک،به حالت خمیری و مذاب در می آید،یعنی نقطه ی خمیری پایین تری دارد. 


1. 1.اهداف لعابکاری

به طورکلی بدنه های سرامیکی دارای تخلخل هستند. این بدنه ها در مقابل عوامل شیمیایی و تخریبی محیطی مقاومت کمتری دارند. و رفته رفته براساس وجود این عوامل تخریب می شوند از این رو وجود لعاب مناسب بر روی بدنه می تواند سرامیک را در مقابل عوامل شیمیایی و مکانیکی حفظ کرده و از خوردگی جلوگیری کند.
لعابکاری جسم سرامیک موجب تراکم،سختی، صیقلی شدن و رنگی شدن آن می شود. ضمناً با متراکم شدن بدنه، امکان نفوذ مایعات و گازها به داخل بافت بدنه کم می شود و بنابراین بدنه تخریب نمی گردد.

2. تقسیم بندی لعابها 

لعاب ها را براساس عوامل و ویژگی های متنوعی تقسیم بندی می کنند.که بنابر هدف انتخاب کننده نوع تقسیم بندی نیز می تواند متفاوت باشد. درحین انتخاب لعاب باید به این مسئله دقت کرد که بین ضریب انبساط بدنه و لعاب تناسب برقرار باشد. ضمناً ضریب انبساط بدنه از ضریب انبساط لعاب بیشتر باشد.

1. 2. تقسیم بندی لعاب ها براساس ترکیب شیمیایی 

1- لعاب های سربی

الف- لعاب بدون بور
الف. 1. لعاب سربی ساده 
الف. 1. لعاب سربی مخلوط 
ب) لعاب محتوی برات

2. لعاب های بدون سرب

الف) لعابهای براتی
ب) لعابهای بدون بور
ب. 1. لعاب با مقدار قلیایی بالا (لعابهای قلیایی)
ب. 2. لعاب با مقدار کمی قلیایی (لعابهای پرسلان)

2. 2. تقسیم بندی لعاب ها براساس مقاومت در برابر عوامل شیمیایی

الف) لعاب های ضداسید
الف. 1. لعاب ضداسید معمولی
الف.2. لعاب ضداسید متوسط
الف.3. لعاب ضداسید ویژه (این نوع لعاب برای بدنه های پرسلانی و بدنه های منیریتی کاربرد دارد)
ب) لعاب های ضد بازی
ج) لعاب های مقاوم در برابر ترکیب شدن (لعاب های ترکیب ناپذیر)

3. 2.تقسیم بندی لعاب ها براساس درجه حرارت 

در این تقسیم بندی دمای ذوب مورد توجه است که از این روی این تقسیم بندی لعاب ها را به گروه های زیر تقسیم کرده است:
الف) لعاب های معرق که دمای ذوبی در محدوده ی 780-880 درجه سانتیگراد دارند. 
ب) لعاب های ترانسپارنت با محدوده ی ذوبی 980-1100 درجه سانتیگراد
ج) لعاب های اپک با دمای ذوب بین 1050-1150 درجه سانتیگراد
د) لعابهای مات با دمای ذوب بین 1050 تا 1200 درجه سانتیگراد
ع) لعاب های پرسلانی با دمای ذوب 1150 تا 1250 درجه سانتیگراد 

4. 2. تقسیم بندی لعاب ها براساس شفافیت و صیقلی بودن 

1. 4. 2. خاصیت ترانسپارنتی

این خاصیت هنگامی به وجود می آید که نور به راحتی از جسم عبور کند. درمواد ترانسپارنت ضریب شکست خیلی پایین است. این خاصیت یکی از ویژگی های مهم و ذاتی مواد سرامیکی است. 
لعاب های ترانسپارنت لعاب هایی هستند که نور براحتی از آنها عبور می کند. این لعاب ها برای بدنه های 100 درصد سفید و بدون رنگ مفید است زیرا کلیه ی عیوب بدنه از روی سطح لعاب نمایان است. امروزه استفاده از لعاب های ترانسپارنت در کشورهای پیشرفته فراموش شده است. 

2. 4. 2. لعاب های اپک

لعاب هایی هستند که بر روی قطعات سرامیک زده می شوند. که این لعاب ها به خاطر کریستالیزه شدنشان، دارای پوشانندگی مناسب و ضریب شکست بالا هستند. 

3. 4. 2. لعاب های مات 

این گروه از لعاب ها دارای مقاوت بالایی در برابر عوامل شیمیایی هستند. سختی این لعاب ها نیز بالاست. در ترکیب این لعاب ها اکسید زیرکونیوم (zro2) و اکسید آلومینیوم استفاده می شود. البته اکسید روی نیز در حدود 1 تا 2 درصد به آنها اضافه می شود. 

4. 4. 2. لعاب های پرسلان 

لعاب های مورد استفاده در صنعت پرسلان (چینی آلات) به گونه ای طراحی می گردند که تحمل حرارتی بالایی نداشته باشند. این نوع لعاب ها بیشتر از ترکیبات اکسید آلومینیوم، سیلیکات زیرکونیوم، تالک و فلوسپات های پتاسیک ساخته شده اند البته در ساخت آنها از رس های دانه ریز کروی (مانند بال کلی) نیز استفاده می شود. این گونه لعاب ها به خاطر مقاومت به سایش بالا،مقاومت به ضربه بالا و استحکام بالای خود به لعاب های سالورسالت معروفند. 

5. 4. 2. لعاب های معرق

این نوع لعاب ها دارای سختی کم، نرمی زیاد و مقاومت به خوردگی و انحلال بالا دارند. 

6. 4. 2. لعاب های اِنگوب

این نوع لعاب ها بر روی بدنه هایی که رنگی هستند پوشانده شده که بعد از آن یک لعاب دیگر بر روی این لعاب اضافه می گردد. به این نوع لعاب ها، زیرلعاب (engube) نیز می گویند. این نوع لعاب حد وسطی میان بدنه و لعاب اصلی است و عیوب بدنه را اصلاح می کند. 

5. 2.تقسیم بندی لعاب ها براساس روش های تولید 

الف) لعاب های خام
ب) لعاب های فریتی 
ج) لعاب های تبخیری

1. 5. 2. لعاب های خام 

با توجه به اسم این لعاب ها مشخص می گردد که این گونه لعاب ها خام اعمال می گردند در واقع ترکیبات اصلی این لعاب ها که شامل مواد اصلی و فرعی می گردد با آب مخلوط شده و با اضافه کردن الکترولیت آسیاب می شوند. پس از معین نمودن و تنظیم نمودن عوامل مؤثر لعاب (مانند دانسیته، رئوپوکسی، دیلاتنسی، رسیت و...)، لعاب از آسیاب خارج شده و پس از 48 ساعت ماندگاری در حوضچه ها استفاده می شود. 
مهمترین الکترولیت های مورد استفاده در صنعت لعاب سازی عبارتند از:
الف) تری پلی فسفات سدیم (t.p.p.Na)
ب) متاسلولز کربوکسید (C.M.C)
ج) تروکالین
انتخاب نوع الکترولیت با توجه به وضعیت لعاب، قیمت الکترولیت و وضعیت بازار فروش الکترولیت صورت می گیرد 

2. 5. 2. لعاب های فریت شده (فریتی)

برای بهبود خواص لعاب ها آنها را پیش از اعمال بر بدنه فراوری می کنند به این لعاب فراوری شده لعاب فریتی یا فریت شده می گویند برای فریت کردن لعاب، مواد اولیه ی مناسب (با توجه به فرمول لعاب) خردایش می گردند و در کوره ای دوار ذوب و زنیتر می شوند مذاب حاصله از یکی از سمت های کوره ی دوار بداخل یک حوضچه ی آب ریخته می شود. این عمل باعث سدشدن سریع لعاب می گردد. لعاب حاصله خاصیت پلاستیسیته ی خود را از دست داده است و برای مهیا نمودن دوغاب لعاب از فریت اولیه باید فریت ها را با 8 تا 10 درصد کائولن و مقداری الکترولیت بداخل آسیاب بریزیم. و پس از خردایش مراحل شبیه به لعاب های خام می گردد. 

3. 5. 2. لعاب های تبخیری

روش تولید این لعاب به گونه ای است که لعاب در یک محفظه (کوره) تبخیر می گردد. و به خاطر رسیدن به حالت اشباع بر روی سطوح مورد نظر رسوب می کند. این نوع روش اعمال لعاب و همچنین فرمول بندی در صنعت تولید سرامیک رنگین با پخت فشرده (سفالی فشرده) مصرف دارد و گاهی نیز برای قطعات سرامیکی مورد مصرف در صنعت شیمی به عنوان ظروف نگهداری اسید و و قلیایی ها،لوله های کانال فاضلاب، ظروف نگهداری اسید، شراب و سایر مواد الکلی به کار گرفته می شود زیرا این لعاب ها در مقابل بسیاری از اسیدها و عوامل محیطی کاملاً مقاوم و پایدار هستند. صنعت کاربرد این نوع لعاب ها بسیار قدیمی و امروزه نیز دارای اهمیت هستند. همانگونه که گفته شد این لعاب ها مانند سایر انواع لعاب به صورت دوغاب اعمال نمی گردد بلکه قبل از پخت بر روی اجسام لایه نشانی می گردد.

3. روش های اعمال لعاب 

الف) روش اسپری کردن 
ب) روش دیسکی
ج) روش بل
د) روش واتر فال (آبشاری) 
ع) روش غوطه وری

1. 3. روش اسپری کردن 

دراین روش لعاب با استفاده از یک نازل بر روی قطعه اسپری می گردد. این روش بسیار حساس بوده و حتی یک فشار هوای محیط نیز می تواند پروسه ی اسپری کردن را مختل کند. عوامل مؤثر بر این روش عبارتند از: 
الف) خواص دوغاب (لعاب) مانند دانسیته، رسیت، ویسکوزیته و یکنواختی
ب) قطر نازل دستگاه اسپری
ج) فشاراعمالی بر دوغاب
ع) فاصله ی پیسولت با سطح قطعه 
برای جلوگیری از تأثیرات مخرب محیطی بر روی عمل اسپری دوغاب معمولاً بخش لعاب زنی از بخش های دیگر ایزوله می گردد. و عمل لعاب زنی در داخل کابین های مخصوصی انجام می شود. 

2. 3. روش دیسکی 

در روش دیسکی یک بخش متحرک دیسکی مانند وجود دارد که قطعه از زیر آن حرکت می کند لعاب از سوراخ های تعبیه شده بر روی دیسک به روی قطعه قرار می گیرد. 

3. 3. روش بل 

این روش بیشتر در بدنه های پرمساحت کاربرد دارد. لعاب های اعمالی به این روش معمولاً ویسکوزیته و دانسیته ی بالایی دارند. سطح لعاب تولیدی با این روش صیقلی است. 

4. 3.روش واترفال (آبشاری)

این روش در لعاب های با ویسکوزیته و دانسیته ی پایین کاربرد دارد. در این روش دوغاب از یک ظرف خارج شده و به صورت آبشاری بر روی قطعه می ریزد. این روش برای قطعات با مساحت کم و مسطح مناسب است. 

5. 3. روش غوطه وری

برای لعاب زنی قطعات پیچیده از این روش بهره می گیرند. بیسکویت تولیدی وارد حوضچه ای از دوغاب شده و لعاب را به خود جذب می کند. وان حمام و سرویس های بهداشتی به این روش لعاب زنی می شوند. 

شکل 3 نمونه ای از قطعه لعاب زده شده با این روش

4. عیوب بوجود آمده در لعاب ها 

عیوب لعاب،خود را یا فوراً پس از پخت یا ابتدا پس از گذشت مدت زمانی که از کوره خارج گردیده است ظاهر می کند. در حالت دوم،اغلب نقایصی هستند که بر اثرتغیییراتی مانند انبساط که توسط جذب آب بدنه به مرور زمان حاصل می شود، یا تغییراتی دیگر مانند تبدیلات ملکولی و شیشه زدایی و... که آنها هم همچنین به مدت زمان زیادی احتیاج دارند. 
یکی از مسائل مهم درلعاب،دمای تنش زدایی آن است. این دمایی است که در آن درجه شیشه ی تنش دار را با حرارت دادن مجدد (عملیات حرارتی) تنش زدایی و خنثی می کنند. در شیشه ها می توان تنش تشکیل شده را با حرارت دادن مجدد تنش زدایی کرد درحالی که این امکان برای مواد سرامیکی و لعاب ها وجود ندارد، ولی می توان طبق برنامه ای تنظیم شده از قبل درحین سرد کردن مواد سرامیکی این محدوده ی حرارت بحرانی را که لعاب منجمد و به بدنه متصل می شود تحت کنترل درآورد. در این محدوده حرارتی است که امکان به وجود آمدن تنش در لعاب و در نتیجه ترک می باشد. 
سازگاری ضریب انبساط حرارتی لعاب و بدنه نیز در پیدایش نقوص و ترک ها مؤثرند. در واقع ترک ها هنگامی بوجود می آیند که یا اختلاف ضریب انبساط ها زیاد باشد و یا ضریب انبساط لعاب بزرگتر از ضریب انبساط حرارتی بدنه باشد. بر مبنای مباحث گفته شده مسأله ی ضریب انبساط حرارتی بدنه و لعاب یکی از مسائل مهم در لعاب کاری است. 
یکی دیگر از مسائل مهم درجه ی نرمی ذرات لعاب است. در واقع کوارتز موجود در لعاب باید قبل از مخلوط شدن با سایر عناصرلعاب خوب سایش یابد و سپس با سایر عناصر لعاب نیز سائیده شود. در برخی موارد ترک هایی در لعاب پدید آمده که با سایش بیشترلعاب برطرف گشته است. 
بنابرمطالبی که دربالا گفتیم می فهمیم که در صورتی که سایش کوارتز بیشترشود،ترک خوردگی لعاب کمتر می شود. با افزایش دمای پخت لعاب،ترک خوردگی کمتر می شود. البته می توان با سایش بیشتر کوارتز موجود در بدنه به مدت 40 تا 50 ساعت،دمای پخت لعاب را کاهش داد. 
آسیاب نکردن مواد و یا کم بودن زمان آسیاب کردن مواد (چه در بدنه و چه در لعاب) موجب ایجاد عیوب در لعاب می گردد. ضمناً وجود مواد آلی در لعاب، وجود پیریت و سولفاتهای محلول موجب عیوب لعاب می گردد. 
درزیر برخی از عیوب بوجود آمده در لعاب بیان شده است:

1. 4. ایجاد سوراخ های سوزنی شکل 

این سوراخ ها،حفره های مدوری هستد که از داخل بدنه شروع شده و به طرف بالا حرکت می کنند. این سوراخ ها بسیار ریز هستند. این سوراخ های لعاب را نیز تحت تأثیر قرار داده و در سطح لعاب ظاهر می شوند. 
این عیب به خاطر وجود هوا در بدنه و یا دوغاب، وجود مواد آلی دربدنه و یا وجود مواد تولید کننده ی گاز مانند سولفاتها بوجود می آید. 

2. 4. شره کردن لعاب 

لعاب های رقیق و آنهایی که به آسانی ذوب می شوند معمولاً باعث بوجود آمدن عیب شره کردن می شوند. برای جلوگیری از عمل شره کردن باید خصوصیات لعاب را تغییر داد. یعنی ویژگی های دوغاب را بهبود دهیم تا این عیب برطرف گردد. 

3. 4.جدایش لعاب

اغلب مشاهده می شود که در لعاب های سفید لکه های کوچکی بوجود می آید که حالت تیره ای دارند و در میان لعاب خودنمایی می کنند. این عیب به خاطر تشکیل جدایش در دوغاب پدید آمده است. این عیب با افزوده مقداری الکترولیت به لعاب برطرف می شود.

4. 4.عدم یکنواختی لعاب 

به وجود آمدن عیوبی همچون جمع شدگی، پوسته شدن و لوله شدن لعاب می تواند دلایل مختلفی داشته باشند. لعابکاری بر روی بدنه های با پخت اولیه با لعابی که بیش از حد خاصیت پلاستیکی دارد و یا لعابی که زیاده از حد پودر شده باشد این نقوص را ایجاد می کند. 
سایش مناسب و یا افزایش درصد کمی بایندر به لعاب می تواند این عیب را برطرف کند. به طورکلی این عیب در اثر عدم چسبیدن مناسب لعاب و بدنه حاصل شده است که با اعمال تدابیربالا می توان این عیوب را بر طرف کرد.

5 .4 . ایجاد ترک و پریدگی 

ترک بوجود آمده در لعاب را می توان با افزودن 3 الی 15 درصد از موادی همچون کربنات کلسیم، ولاستونیت، کربنات منیزیم،دولومیت، اکسیدروی، کوارتز یا کائولن برطرف کرد. 

6. 4. تبخیر و ماتی لعاب

دلیل اصلی این عیوب اغلب تولید گازهای گوگرد دار است که به ویژه خیلی به آسانی و به صورت پوشش یا قشر نازکی از سولفات تشکیل می شود. و بر روی سطح لعاب می نشیند. از جمله دلایل دیگر ماتی لعاب تغییر ضخامت لعاب در مکان های مختلف است که به خاطر بدی لعاب کاری و یا پیچیدگی شکل قطعه بوجود می آید. 

5. مواد اولیه مورد استفاده در صنعت لعاب 

یکی ازمسائل مهم در زمینه ی ساخت و فرمول بندی لعاب، توجه به مواد اولیه ی مورد مصرف در این صنعت است. علاوه بر شناخت این مواد باید تأثیرات آنها برخواص دوغاب و لعاب حاصله سنجیده شود. شناخت تأثیرات متقابل اکسیدها و مواد اولیه نیزجزء لاینفک لعاب سازی است. افزایش درصد ناچیزی از یک اکسید می تواند ایجاد عیوب مختلفی در لعاب حاصله کند که این عیوب باعث افت کیفیت محصول تولید و کاهش ارزش افزوده ی محصول می گردد. مثلاً استفاده از اکسید سدیم و اکسید کلسیم در لعاب اگر چه باعث زود ذوب شدن لعاب می گردد ولی از سوی دیگر به خاطر ضریب انبساط حرارتی زیاد این اکسیدها موجب ایجاد تر و پریدگی در لعاب می شوند. دراین میان اکسید سدیم اثرات نامطلوب بیشتری نسبت به اکسید کلسیم ایجاد می کند. افزودن بیش از حد کلسیم کربنات نیز باعث افزایش میل تبلور لعاب شده که این امرموجب ماتی لعاب می شود مقدار مجاز کلسیم کربنات بین 0.3 تا 0.35 مول می باشد. از سوی دیگر اضافه نمودن برخی از اکسیدها موجب بهبود خواص و کاهش عیوب لعاب می گردد مثلاً اضافه کردن درصد کمی اکسید استرانسیوم به لعاب باعث کاهش تولید حفره های سوزنی شکل و حالت پوسته تخم مرغی می شود. برای ایجاد خواص منحصر به فرد در لعاب نیز می توان از مواد خاص و با درصد بالا استفاده کرد مثلاً افزودن تالک به لعاب باعث افزایش مقاومت آن نسبت به خوردگی می شود. و یا افزودن اکسید آلومینیوم موجب افزایش نقطه ذوب لعاب می گردد. الومین (اکسید آلومینیوم) در کائولن و یاخاک رس چرب وجود دارد. و علاوه بر افزایش نقطه ذوب سبب شناوری بهتر مواد موجود در دوغاب می شود. در زیر مهم ترین اکسیدهای مصرفی در صنعت لعاب سازی را معرفی می کنیم. 

1. 5. اکسید فسفر (p2 o5)

این اکسید، روان کننده ای شدید است و مقدار کم آن در لعاب گرانروی را کاهش می دهد. این ماده به همراه اکسیدهای قلیایی و اکسید آلومینیوم تولید شیشه می کند. و یک ماده ی شبکه ساز محسوب می شود. برای ایجاد حالت کدری در لعاب می توان از این اکسید استفاده کرد. 
یکی دیگر از ترکیبات فسفر که در صنعت لعاب کاربرد پیدا کرده است فسفات بور است. فرمول این ماده BPD4 می باشد و مصرف آن به طور روز افزون افزایش یافته است. 

2. 5. اکسید بور (B2 O3)

اکسید بور یک عامل شیشه ساز است. اکسید بور با تشکیل یک لایه ی میانی بین بدنه و لعاب، چسبندگی بدنه و لعاب را افزایش می دهد. این ماده به دلیل داشتن ضریب انبساط حرارتی پایین احتمال تشکیل ترک در لعاب را کاهش می دهد. همچنین استحکام مکانیکی و سختی را افزایش می دهد. مصرف اکسید بور (برات) تا مقدار 10 درصد (زیر 10 درصد) تنش های سطحی را کاهش می دهد. 
اکسید بور به شکل های مختلفی به لعاب اضافه می گردد. مثلاً کربنات برات (cao. B2 D3)، برات روی (zno. 2B2O3)، فریت بور (از ذوب کردن برات و اسید بروریک و کوارتز حاصل می شود)

3. 5. اکسید سیلیس (sio2) 

این اکسید یک شبکه ساز است. اکسید سیلیسم مصرفی در صنعت سرامیک (لعاب سازی) باید خلوصی بالا داشته باشد و دارای ناخالصی آهن نباشد زیرا وجود آهن وضعیت رنگ لعاب را تحت تأثیر قرار می دهد. این اکسید به همراه سایر مواد مانند ولاستونیت،تالک، کائولن، فلوسپار نیز وجود دارد. 

4. 5. اکسید منیزیم (MgD)

این اکسید نیتریک اکسید شبکه ساز است. اضافه نمودن درصد کمی از این اکسید به لعاب باعث افزایش درخشندگی لعاب می گردد. درصد اکسید منیزیم نباید از 0.1 مول بالاتر رود زیرا باعث می شود لعاب به کندی ذوب شود. در صورتی که در بدنه ی سرامیک آهن وجود داشته باشد نباید در لعاب اکسید منیزیم بریزیم زیرا موجب کدر و چرک شدن رنگ لعاب می گردد. 

5. 5. اکسید روی (zno)

این اکسید یک اکسید شبکه ساز و تا حدودی دگرگون ساز است. اکسید روی خواص کشسانی لعاب را افزایش داده و دارای ضریب انبساط حرارتی کمی است. از این اکسید غالباً به عنوان ماده ی مات کننده در لعاب استفاده می شود. 

6. 5. اکسید زیرکن (zr o2)

این اکسید یک اکسید شبکه ساز است. این اکسید مقاومت شیمیایی لعاب را افزایش می دهد. یعنی آن را در مقابل عوامل بازی و اسیدی پایدار می کند. اکسید زیرکونیوم اثر کدرکنندگی خوبی دارد ولی به سختی ذوب شده و عیب پوسته تخم مرغی ایجاد می کند. 

7. 5. اکسید تیتانیوم (Ti o2)

این اکسید یک اکسید دگرگون ساز است. این اکسید بدلیل ضریب شکست نور بسیار بالا، قادر است حالت تیره کنندگی خوبی ایجاد کند. این اکسید تقلیل دهنده ی ترک در لعاب است و همزمان با آن مقاومت شیمیایی را نیز بهبود می دهد.

8. 5. اکسید قلع (sn o2)

این ماده یک اکسید دگرگون ساز است. بهترین ماده ی کدرکننده ی لعاب،اکسید قلع است. این اکسید با لعاب با ترکیبات مناسب و همچنین با افزودن مواد دیگری، مانند اکسید تیتانیم و...، اثر کدرکنندگی مناسبتری نشان می دهد. اکسید قلع خاصیت الاستیکی لعاب را افزوده و مانع از تولید ترک های موئین می شود. 

9. 5. اکسید آلومینیوم 

این اکسید در مواقعی شبکه ساز و در مواقع دیگر دگرگون ساز است. این اکسید جزء مواد نسوز است. یک از عامل های مهم در لعاب، داشتن شیب ذوبی زیاد است که با افزودن این اکسید این شیب پدید می آید و گسترده تر می شود. 

10. 5. اکسید باریم (BaD)

در صورتی که پخت لعاب در یک محیط اکسیدی انجام شود، این ماده را می توان به جای اکسید سرب (pbo) به کار برد. مقادیر کم این اکسید موجب براقیت لعاب می شوند و آن را بهبود می دهند ولی اگر درصد این اکسید زیاد شد اثر مات کنندگی دارد. این اکسید ماده ای سمی است و لعابهای حاوی این اکسید نیز سمی اند. 
اگر چه این اکسید مشکلاتی برای لعاب در حین پخت ایجاد می کند ولی درهرصورت لعاب را سخت کرده و پایداری شیمیایی آن را تغییر می دهد. 

11. 5. اکسید استرانسیوم (sro) 

این ماده به صورت کربنات مصرف می شود. و به صورت پودری سفید رنگ است. اضافه کردن مقادیر کم این ماده نیز خاصیت زود ذوبی ایجاد می کند. این ماده لعاب را از خطر بوجود آمدن حفره های سوزنی شکل حفظ می کند ولی احتمال بوجود آمدن ترک در این نوع لعاب ها افزایش می یابد. 

12. 5. اکسید کلسیم 

انی ماده نیز اغلب به صورت کربنات مصرف می شود. این ماده مانند قلیایی ها اثر شبکه سازی دارد. و پایداری لعاب در برابر اسید را افزایش می دهد. افزودن این ماده باعث افزایش سختی لعاب نیز می گردد.

13. 5. اکسید لیتیم (li2 o) 

اکسید لیتیم به طور روزافزون در صنعت سرامیک مورد مصرف قرار داده شده است. درخشندگی لعاب های لیتیمی با افزایش مقدار آن نسبت به لعابهای بدون آن بیشتر است. علاوه بر کانی های طبیعی مانند لپیدولیت، پتالیت و اسپدومن تولید مصنوعی ترکیبات لیتیم دار نیز صورت می گیرد از جمله مهمترین ترکیبات لیتیم دار مورد مصرف در صنعت سرامیک که به صورت مصنوعی سنتز می شوند می توان به ترکیبات زیر اشاره کرد. 
آلومینات لیتیم (LiAlo2)، لیتیم فلئورید (LiF)، کربنات لیتیم (Li2 co3)، کوبالتیت لیتیم (LicoO)، سیلیکات لیتیم (Li2 Sio3)، تیتانات لیتیم (Li2 Tio3)، سیلیکات زیرکونیوم لیتیم (2Lio2. zro. sio2)

14. 5. اکسید سرب (pbo)

اکسید سرب از گروه اکسیدهای قلیایی است. این ماده به وفور در صنعت سرامیک مورد استفاده قرار می گیرد. این اکسید باعث حلالیت بهتر اکسیدهای رنگی می گردد. اما به خاطر اینکه اکثر اکسیدهای سرب سمی هستند سعی می شود حتی الامکان از اکسید سرب (pbo) استفاده نشود. و بیشتر از فریت شده ی آن استفاده می شود. ترکیبات سرب دار فریت شده سمی نبوده و یا سمیت آنها کمتر است. ولی همواره خطر تبخیرسرب موجود در لعاب وجود دارد. استفاده از ترکیبات سرب مانند اکسید سرب (pbo)، سرنج (pb3o4) و کربنات (pbco3) باعث بهبود خواص کشسانی لعاب شده و لعاب را نرم و انعطاف پذیر می کند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 12:7  توسط حسن بابالویی  | 

سراميک هاي زير ساختاري(substructure ceramics)


 

توسعه ي سراميک مستحکم تر براي تمام پروتزهاي سراميکي پوشش داده شده، مي تواند به صورت يک گذار به سمت افزايش درصد حجمي مواد کريستالي و کاهش حجم شيشه نشان داده شود.سرانجام اين پيشرفت ها، رسيدن حجم مواد شيشه اي پروتزها به صفر است.در سال1965،McLean،گزارشي مبني برافزايش استحکام شيشه هاي فلدسپاتي با افزودن ذرات اکسيد آلومينيوم ارائه کرد.و در همان سال General Electricبراي اولين بار از تکنولوژي استحکام بخشي ديسپرشن به صورت کاربردي، براي مقره هاي خطوط فشار قوي بهره برد.در اواخر دهه ي 1980، يک روش براي افزايش قابل توجه آلومينيوم اکسيد(از 55 درصد وزني به 70 درصد حجمي)، بوجود آمد.
اين روش در ابتدا با پودر آلوميناي سبک انجام مي شد که اين پودر بواسطه ي حرارت دهي به همديگر مي چسبيد،سپس اين توده ي آلومينايي متخلخل که مانند يک بسته، از ذرات آلوميناي به هم چسبيده تشکيل شده بود را با شيشه پر مي کردند.در طي فرآيند پخت آلومينا که منجز به ايجاد توده ي سبکي مي شد، ذرات آلومينايي که در مجاورت هم بودند، در محل هاي اتصال به هم پيوند مي خوردند و ايجاد يک شبکه ي سه بعدي از ذرات به هم چسبيده مي شد.همچنين پس از ايجاد ساختار آلومينايي متخلخل، يک شيشه ي مذاب با ويسکوزيته ي پايين، بوسيله ي نيروهاي موينيگي وارد ساختار متخلخل مي شد.اين کار باعث ايجاد يک ترکيب سه بعدي از آلومينا و شيشه مي شود.اگر چه تنها70درصد حجمي اکسيد آلومينيوم در اين سراميک وجود دارد ولي استحکام و تافنس شکست آن برابر با سراميک هاي آلومينايي با100 درصد پلي کريستال است.
دو پيشرفت کليدي که اجازه ي استفاده ي کاربردي از سراميک هاي کاملاً پلي کريستال را در پروتزهاي ثابت کننده دارد عبارتند از:
1)قابليت استفاده از پودرهاي شروع کننده ي بسيار کنترل شده.
2)استفاده از کامپيوترها در پروسه هاي سراميکي.برعکس سراميک هاي شيشه اي، سراميک هاي پلي کريستال قابليت پرس شدن براي رسيدن به مواد با دانسيته ي بالا را در قالب هاي با اندازه ي بزرگتر را ندارد.سراميک هاي پلي کريستال از پودر آنها توليد مي شود که آنها تنها تا 70 درصد دانسيته ي تئوري شان مي توان فشرده سازي کرد.از اين رو سراميک هاي پلي کريستال در هنگامي که با بيشترين دانسيته، پخت شوند، به اندازه ي 30 درصد حجمي شرينکيج دارند.براي داشتن پروتزهاي نهايي مناسب، مقدار شرينکيج يايد به دقت اندازه گيري گردد و در طراحي به آن توجه شود.
پودرهاي اوليه مناسب که توانايي يکنواخت شدن در فشرده سازي را دارند.يک پيش نياز براي رسيدن به شرينکيج قابل محاسبه و تجديد پذير است.
تحقيقات انجام شده در علم توليد سراميک ها از اواخر دهه ي 1980 تا دهه ي 1990 منجر به دسترسي تجاري به پودرهاي مناسب براي استفاده ها در زمينه ي دندانسازي شده است تقريباً همزمان با پيشرفت تکنولوژي، پالايش پودر موجب توسعه ي ماشين هاي کامپيوتري و افزايش قابليت محاسبه ي دستگاه هاي سه بعدي داده شده است.
دو روش براي توليد پروتز از سراميک هاي پلي کريستال و به صورت تجاري ارائه شده است که در هر روش، يک قطعه ي خام با اندازه ي بزرگتر از حد مطلوب ايجاد مي شود و در محاسبه ي خواص شرينکيج اين قطعه ي خام از دستگاه هاي سه بعدي داده استفاده مي شود.در روش اول، يک قالب با اندازه ي بزرگتر از حد مطلوب بر اساس 20000اندازه گيري از قالب آزمايشگاهي اسکن شده، ساخته مي شود.سپس اکسيد آلومينيوم يا اکسيد زيرکونيوم در داخل اين قالب فشرده شده که مقدار فشردگي بر اساس شرينکيج مطلوب محاسبه مي گردد.
در روش دوم، يک قطعه ي نيمه خام از اکسيد زيرکونيوم ماشين کاري شده و به قطعه ي مورد نظر تبديل مي شود که اندازه ي آن کمي بزرگتر از حد مطلوب است که علت آن اين است که پس از پخت نمونه به اندازه ي مورد نظر برسد.در اين سيستم، دانسيته ي هر قطعه ي اوليه براي محاسبه ي دقيق شرينکيج قطعه بر روي آن ثبت مي شود.در واقع در اين روش که روش جولي در ساخت قطعات سراميکي معروف است، يک قطعه ي سراميکي بوسيله ي يک ماشين تراش از قطعه خام بدست مي آيد.
اکسيد زيرکونيوم بهبود يافته زيرکونياي بهبود يافته از لحاظ تافنس (چقرمگي)، يک سراميک پلي کريستال است که در حال حاضر براي کاربرد هاي دندانپزشکي در دسترس است.البته به خاطر اينکه اين ماده مکانيزم و همچنين تافنس شکست متفاوتي بست به ديگر سراميک هاي پلي کريستال است که در حال حاضر براي کاربردهاي دندانپزشکي در دسترس است. البته به خاطر اينکه اين ماده مکانيزم و همچنين تافنس شکست متفاوتي نسبت به ديگر سراميک هاي پلي کريستال دارد، بايد مورد بررسي جداگانه اي قرار گيرد.که جزئيات تافنس شکست واستحکام اين ماده را در بخش زير بيشترمورد بررسي قرار مي دهيم.اما در اينجا کافيست که تافنس را به معناي اشکال در رشد ترک در نظر بگيريم.

برخلاف آلومينا، اکسيد زيرکونيم در طي پخت از يک حالت کريستالي به حالت ديگر تغيير شکل مي دهد.در دماي پخت زيرکونيا در حالت تتراگونال است و در دماي اتاق به حالت مونوکلينيک در مي آيد.يک سلول واحد مونوکلينيک، 404درصد بيشتر از زماني که تتراگونال است ،فضا اشغال مي کند.البته اين مسئله باعث فروريختن زيرکونيا در فرآيند سردکردن، مي شود.و ساختار زيرکونيا را ناپايدار مي کند.در اواخر دهه ي 1980، مهندسين سراميک توانستند ساختار تتراگونال را در دماي اتاق و به کمک اضافه کردن مقدار کمي (3-8 درصد)کلسيم پايدار کنند که بعداً بجاي کلسيم از ايتريم (yttrium)و يا سريم(cerium)استفاده شد.اگر چه اين حالت در دماي اتاق پايدار است ولي حالت تتراگونال حالتي نيم پايدار است .اين بدان معناست که انرژي بدام افتاده اي در داخل ماده وجود دارد که مانع برگشت به حالت مونو کلينک مي شود.تنش متمرکز در جلوي گسترش ترک براي راه انداختن تغيير حالت در داخل دانه هاي سراميکي و درنزديکي قسمت تيزترک کافي مي باشد.که در اين حالت افزايش 404درصدي حجم، مفيد واقع مي شود و ترک بسته مي شود.و از پيشرفت آن جلوگيري مي شود .(در واقع، تغييرحالت موجب کاهش شدت تنش محلي مي شود)
مقدار تافنس شکست در اين ماده ، دو برابر و يا حتي چند برابر سراميک هاي آلومينايي است در واقع اکسيد زيرکونيوم بهبود يافته، پتانسيلي خوب براي مواد زير ساختاري از خود نشان مي دهد.مشکلاتي که ممکن است در مورد اين سراميک زيرکونيايي بوجود بيايد شامل عدم ثبات دراز مدت در حضور آب، مسائل سازگاري پرسلاني و تعدادي از محدوديت ها در انتخاب مواد به خاطر خاصيت مات بودن شان، مي شود.به هر حال، بر اساس تجربيات بدست آمده در استفاده از اين مواد در تهيه ي پروتزها، مشکلات عمده اي ديده نشده است.

استحکام و تافنس شکست (strength and fracture toughness)

سه خاصيت مربوط به ساختار داخلي ماده وجود دارند که براي توليد مواد ساختاري به آن ها توجه مي شود.
اين سه خاصيت به صورت زير هستند:
1)استحکام (strength)
2)تافنس شکست(fracture toughness)
3)قابليت شيميايي جلوگيري از رشد ترک
مهمترين نکته اي که بايد در مورد استحکام بدانيم اين است که استحکام يک خاصيت ذاتي مواد نيست، اين بدان معناست که مقداراستحکام به وضعيت ماده و نحوه و روش آزمون سنجش استحکام بستگي دارد.
تافنس شکست(که در زير مورد بررسي قرار مي گيرد)يک خاصيت ذاتي تر سراميک هاست که در هنگام مقايسه ي مواد تجاري بسيار مفيد است.

استحکام (strength)

استحکام يک اندازه گيري کلي از سه چيز است که شامل موارد زير مي شود:
1)نوع و اندازه ي ترک هاي حاصل از شروع شکست و توزيع آنها
2)تافنس شکست
3)تأثيرات آب
اگر اين سه چيز به خوبي کنترل شود موجب ايجاد محيط واقعي براي پروتز مي شود، سپس مقايسه ها بر اساس استحکام داراي معنا مي شوند.ترک هاي بوجود آمده درنمونه ها اغلب نتيجه اي از مراحل توليد پروتز است.اما ترک ها همچنين مي توانند بر اساس ذات خود ماده نيز ايجاد شوند؛ از اين رو بهترين اندازه گيري استحکام از نمونه هاي مورد آزمايش، حاصل مي شود که تمام مراحل توليد دندانسازي و آزمايشگاهي استاندارد قابل انجام نيست و تهيه ي شرايط مطلوب آزمايشات قطعات دندانسازي کاملاً شبيه به شرايط حقيقي نيست و استحکام اندازه گيري شده ممکن است که بي معنا باشد .
به عبارت ديگر، اگرچه پروتزهاي واقعي به اندازه ي کافي شرايط توليد سراميک ها را منعکس مي کند،تنش هاي وارده بر پروتز نقطه ي شکست (مثلاً استحکام)را به سختي مي توان محاسبه کرد.به علاوه بيشتر تلاش ها درجهت تکرار بارگذاري باليني بر روي پروتزها، با شکست هاي حاصل از زيان هاي توليدي در طي مراحل تست کردن، روبروست.و جالب اين است که اين شرايط هيچگاه در شرايط باليني ديده نشده است.از سال1958،اين حقيقت فهميده شد که آب استحکام اکثر شيشه و سراميک ها را کاهش مي دهد .آب،مانند يک ماده ي شيميايي عمل کرده و وجود آن در ترک ها موجب رشد آرام آنها مي شود.که اين رشد ترک ها در شرايط ديگر پديد نمي آيد(درشرايط نبودن آب).
سراميک ها با شدت متفاوتي نسبت به آب حساس اند و اين حقيقتي است که به خوبي کنترل نشده است.ودرحقيقت آب عاملي است که موجب بوجودآمدن اختلاف در داده هاي اندازه گيري شده در تست هاي استحکام است.آب در کليه ي سطوحي که در معرض ترشحات بزاقي قرار مي گيرد، وجود دارد.البته آب همچنين در سطوح چسبانيده شده تيوپ هاي دندانپزشکي نيز نفوذ مي کنند؛ همه ي سيمان هاي دندان پزشکي اجازه ي نفوذ آب (ترشحات بزاقي و...)را از داخل خود مي دهند.
البته نکته ي قابل توجه اين است که داده هاي مربوط به استحکام تنها در مورد مواد خالص بيان مي شود در حالي که پروتزها عمدتاً از مواد چندگانه ساخته شده اند که هر کدام از اين مواد خواصي متفاوت دارند. عملکرد چنين پروتزهايي ممکن است حالت بي ثباتي داشته باشد. زيرا اين پروتزها از چند ماه ساخته شده اند همچنين عدم انطباق ضرايب انبساط حرارتي اين مواد مي تواند موجب بروز شکست در پروتز بشود. براي مثال يک نوع ازيک پروتز تمام سراميک مي تواند به دليل تنش ها و ترک هاي بوجود آمده که در بين بخش هسته و روکش، بشکند. شبيه به بحث قبل، يک روکش تک قسمتي دندان مي تواند از قسمت داخلي اش بشکند که علت آن اعمال نيرو بوسيله ي جويدن اجسام سخت و آدامس مي باشد. اين شکست هاي اتفاقي بيشتر در بخش سيماني قطعه روي مي دهد. (بخاطر اينکه بخش سيماني قطعه آسيب پذير است.) احتمال بقاء اين قطعه به نوع سيمان استفاده شده در ساخت روکش دندان، بستگي دارد.
بنابراين، استحکام چيزي بيشتر از يک اندازه گيري نامعلوم از خاصيت ذاتي ماده است و بايد از آزمون استحکام در قضاوت کردن در مورد عملکرد سيستم هاي سراميکي جديد استفاده کرد يک اندازه گيري بهتر براي مقايسه کردن عملکرد ساختاري سراميک ها، تافنس شکست است، اما در مورد رفتار يک ماده تنها، اين روش محدوديت دارد.

تافنس شکست (fracture toughness)

به خاطر اينکه سراميک ها از طريق رشد ترک هاي موجود در نمونه مي شکند، فهميدن نحوه ي اين امر، مفيد مي باشد. نيروهاي کششي موجب ايجاد تنش در قسمت نوک ترک مي شود. همين طور که نيروها افزايش مي يابد، شدت تنش هاي بوجود آمده در بخش نوک تيز ترک نيز به سرعت افزايش مي يابد. در حالت کلي باز شدن مستقيم، بدون حرکت در جهت سطح و بدون ايجاد حالت برشي رامدIباز شدن مي گويند. و شدت تنش بوجود آمده با اين نوع باز شدن را با K (کا) نشان مي دهند.بنابراين، شدت تنش در يک قسمت نوک تيزترک در حالت مد I باز شدن را به صورت زير مي نويسند:

K_I.A_t

در حالت بحراني از شدت تنش، ترک ناپايدار شده و قطعه ي سراميکي به دو بخش تقسيم مي شود. شدت تنش بحراني براي مد I بازشدن، با KIcنشان داده مي شوند که واحد آن است. ، به طور عمومي به حالت ماده بستگي ندارد. و براي مقايسه ي مواد مختلف مي تواند مورد استفاده قرارگيرد. مقدار K_IC براي چيني هاي سراميک –فلزي تقريبا 0/9 تا 1/2 و براي سراميک هاي تقويت شده با لوسيت که دندانسازي مورد استفاده قرار مي گيرد، مقدار K_IC تقريباً 1/5 تا 1/7 است. مقدار K_IC براي آلومينا تقريباً 4/5 و باي زير کونياي بهبود يافته اين مقدار بين 8 تا 12 و براي آلياژهاي فلزي تقريباً 20است.

نقش فلز در استحکام بخشي

نقش و چگونگي عمل مواد فلزي در ايجاد و دوام هنوز به طور کامل شناخته نشده است. بنابراين، تشخيص اينکه کدام يک از خواص ريخته گري کردن فلز مي تواند خواص شکل دهي زير ساختاري بوسيله ي تکنولوژي هاي ديگر شکل دهي فلزات را بهبود دهد، انجام نشده است. اين اغلب بيان مي شود که پرسلان (چيني) به يک تقويت کننده شبکه اي از جنس فلز نيازمند است. البته اين توضيح داده نشده است که تقويت کننده (supported) به چه معني است.
تعدادي مکانيزم هاي قابل انجام وجود دارد که بوسيله ي آنها، فلز ريخته گري شده ممکن است توانايي افزايش طول عمر پرسلان روکش شده را دارند. اولاً، پرسلان نيازمند محافظت شدن در برابر توسعه ي تنش هاي کششي در مجاورت ترک هاي بوجود آمده در نواحي بحراني را دارد. اين دليلي است بر آن که فلز ممکن است بر توزيع تنش در داخل پرسلان، بالاخص در سطوح و مکان هاي اتصال، تأثير بگذارد.
دوماً، در مکان هايي که تنش ها ايجاد مي شوند، اگر گسترش ترک ها متوقف شود، پرسلان به صورت مفيد عمل مي کند و اين دلالتي است براين که فلزي که به خوبي به پرسلان پيوند داده شود. ممکن است مانند يک پل عمل کند و از باز شدن ترک هاي پرسلان جلوگيري کند.
سوماً، ترک هايي که ممکن است سرانجام باعث شکست شوند، آرام تر رشد مي کنند (البته اگر خشک نگه داشته شوند). اين دلالت مي کند که يک نقش ديگر فلز ريخته گري شده ممکن است اين باشد که فلز از ورود آب به داخل ترک ها جلوگيري مي کند.(در واقع فلز از رشد شيميايي ترک ها بوسيله آب جلوگيري مي کند).
مزاياي سيستم هاي کاملاً سراميکي در برابر سيستم هاي فلز-سراميک
مزاياي زيبايي حقيقتي است که حتي در هنگام جايگزيني يک فلز با يک سراميک مات بوجود مي آيد. زيرا از لحاظ اپتيکي فلزات کل پرتوهاي فوري را جذب يا منعکس مي کنند ولي سراميک ها درصدي از نور را عبور مي دهند. پس بنابراين از لحاظ مسائل زيبايي بهتر عمل مي کنند. سيستم هايي که کاملاً از سراميک ساخته شده اند، از لحاظ زيبايي، نتيجه ي بهتري براي تعداد متنوعي از بيماران نسبت به سيستم هاي فلز-سراميک، ايجاد مي کنند که علت آن دامنه ي وسيع از عبور نور است که بوسيله ي سيستم هاي سراميکي بوجود مي آيد. اين دامنه ي وسيع نور باعث ايجاد حالت شفافيت يا ماتي و همچنين ايجاد رنگ در سيستم مي شود. ديگرمزاياي اين سيستم ها به بافت نرم تر وبهداشتي تر سراميک ها مربوط است که سلامت اين سيستم ها از زيبايي آنها مهم تر است. به سطوح سراميکي، پلاک هاي ميکروبي و مولکولهاي چسبنده ي کمتري نسبت به آلياژهاي طلاو آمارجام (آلياژ جيوه با چند فلز ديگر براي پرکردن دندان استفاده مي شود) مي چسبند. همچنين سطوح سراميکي محيط مناسبتري براي رشد ملکولهاي بافت هاي داخل دهاني بوجود مي آورند. و سطوح تميزتري دارند. در بخش هاي بالايي پرسلان ها که با لثه در برخوردند به علت ماهيت خود پروتزهاي سراميکي، زخم کمتري بوجود مي آيد.

سيستم هاي فلز – سراميک

مزاياي سيستم هاي فلز-سراميک مربوط به عملکرد ساختاري قابل پيش بيني ، تطبيق پذيرشان و نياز به دانش کمتر براي انتخاب يک سيستم مناسب است. عملکرد ساختاري سيستم هاي سراميک-فلز بسيار بهتر از هر نوع سيستم کاملاً سراميکي است.
در زير در مورد جزئيات اين مسئله بحث مي کنيم. همچنين شکست بالک و ترک هاي بوجود آمده در پرسلان پس از گذشت 6 سال بر کارکرد تقريباً 5-10 درصد پروتزهاي تک بخشي تأثير مي گذارد. داده هاي باليني کمتري براي پروتزهاي سه بخشي وجود دارد و همه ي سيستم ها به خوبي مورد مطالعه قرار نگرفته اند. به طور برعکس، مشکلات ساختاري مربوط به پرسلان در پروتزهاي سراميک – فلز در طي 10 سال، 3-4 درصد است و 73 درصد از اين پروتزها را تا 15 سال نيز مي توان استفاده کرد که در اکثر مواد مشکلات زيست شناسي، عاملي براي تعويض اين پروتزها پس از 15 سال مي شود. البته صحبتي که در بالا انجام شد در مورد پرسلان هاي تقويت شده با تيتانيم صادق نيست و اين پرسلان هاي تقويتي زياد خوب عمل نکرده و حتي پس از 6 سال کار، مشکلات بسياري در نقطه ي تقاطع پرسلان-تيتانيم رخ مي دهد. سيستم هاي فلز-سراميک به حدي خوب عمل مي کنند که تنها اطلاعات کمي براي استفاده ي روتين از آنها، مورد نياز است.
اکثر شاغلين در زمينه ي دندانسازي، اطلاعات کمي در مورد سيستم هاي فلز-سراميک تهيه شده در آزمايشگاهشان دارند و هرسيستم به طور عمومي براي پروتزهاي تک بخشي جلويي و پروتزهاي چند بخشي عقبي مناسب است. البته استفاده از تمام سيستم هاي سراميکي نيازمند داشتن دانشي کافي براي بوجود آوردن ماکزيمم زيبايي و انتخاب مناسب ساختارها براي طول عمر بيشتر است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:55  توسط حسن بابالویی  | 

درباره كاخ آپادانا
 
كاخ آپادانا

 

 

برگرفته از  :    

 

 

واژۀ آپادانا به معناي بار عام است . كاخ آپادانا اصلي ترين و بلند ترين بناي تخت جمشيد است و نخستين جايي است كه بلافاصله پس از فرمان داريوش بزرگ و پس از بر آوردن صفه در سال 515(ق.م) ساخت آن آغاز شد و در سال هاي آغازين پادشاهي خشايار شاه يعني پس از 30 سال ساختمان آن به پايان رسيد. اين كاخ در سال 1933 ميلادي بدست باستان شناس آلماني فريدريش كرفتر(Fredrish krefter) به جهان نشان داده شد.
آپادانا محل اصلي برگزاري گردهمايي ها و تالار مجمع عمومي ضيافت هاي نمايند گي ملل بوده است.اين كاخ از يك تالارمركزي و 3ايوان تشكيل شده است. 3ايوان مشابه در شمال،شرق و غرب ، جوانب تالار آپادانا را در ميان گرفته اند . سقف هر ايوان برفراز 12 ستون سنگي در دورديف استوار بوده است. و تالار مركزي 36ستون 20 متري دارد كه مجموعأ 72 ستون سنگي باشكوه سقفي را برسر دارند كه از دور دست ها و از دشت مرودشت بدون هيچ حائلي ديده مي شوند. 36عدد از ستونهاي تالار آپادانا امروزه فقط 3 ستون بر جاي مانده كه وزن تقريبي هر كدام حدود 85 تن است. ايوان شرقي در بامداد،ايوان غربي در نيمروز،ايوان جنوبي در بيشتر ساعات روز و ايوان شمالي در آخرين ساعات روز از پرتو هاي خورشيد بهره مند مي شوند.
 

کاخ آپادانا  ,   Apadana place

کاخ آپادانا  Apadana place

هر يك از اضلاع چهار گوش كاخ آپادانا قريب 110 متر است كه مساحت آن به بيش از 1200 متر مربع بالغ مي شود.ارتفاع اين بيا از سطح دشت قريب 38 متر بوده و ورود به آن از طريق پلكانهاي شرقي و شمالي بوده است .در هر سمت دو پلكان دو سويه جمعأ 8رديف پلكان موجود است كه بر روي سطح خارجي آنها شگفت انگيزترين نگاره هاي جهان نقش بسته شده است . ورود به تالار از ايوانهاي شرقي و شمالي بوده و ايوان غربي جايگاهي دلپذير براي تماشاي دشت بوده است .ميان تالار با ايوان هاي ورودي در هايي دو لنگه و چوبي بوده است كه امروزه محل پاشتۀ آنها به طرز زيبايي در محل ديده مي شود درها ساخته شده از برنز و مزين به طلا بوده است .
 

تالاراصلي كاخ آپادانا مربعي است كه طول هر ضلع آن به بيش از 60 متر بالغ ميشود. در اين محوطۀ 3600 متر مربعي 36 شتون 20متري برافراشته بودند كه از بالاي هر كدام از آنها سرستوني با هيبت و پر ابهت اشخاص حاضردر تالار را مي نگريستند . براي ساختن ستونها نخست قطعات سنگ خام را روي هم مي چيدندو بوسيله بست‌هاي دم چلچله اي به يكديگر اتصال مي دادند.براي قطعۀ زير بزرگترين سنگ را انتخاب مي كردند شكل ستونها همچون ساقۀ درخت است و از پايين به بالا نازك مي شود . سنگ تراشان پس از بر روي هم قرار دادن سنگهاي خام بدنه سنگ را گرد مي كردند و سپس كار شياراندازي انجام مي گرفت.
 

کاخ آپادانا Apadana place

کاخ آپادانا Apadana Place

سر ستونها به خاطر ظريف كاري و پركاري، جداگانه آماده و سوار ميشد. از نشانه هاي بر جاي مانده پيداست كه ستونها بارنگهاي تند رنگ آميزي شده بودند،چشم ،زبان و بيني گاوها و شيرهاي افسانه اي رنگ سرخ داشته اند و ظاهرا سم و پنجۀ‌ حيوانات پوششي از طلا داشته است.
سرستونهاي ايوان شمالي و غربي دو سر گاوي بوده اما در ايوان شرقي از سرستونهاي دو سرشيري استفاده شده است و آن هم شايد به دليل ارتباط شير و خورشيد است كه هر دو سمبل ايزد ميترا (مهر)است.

در تالار آپادانا هيچ قسمتي وجود ندارند كه نشان دهندۀ جايگاهي خاص براي پادشاه و يا شخص برتر باشدو هيچ بخشي نيست كه باشندگان آن خود را برتر از ديگران بدانند و شواهد نشان مي دهد كه تمام ديوارها و كف تالار آپادانا از گچي به رنگ سبز ملايم پوشيده بوده و فرشهايي عالي و پرده هايي نفيس آنرا مي پوشانده است . قطعاتي از مبل در اتاقهاي جناح جنوبي آپادانا بدست آمده كه به وضوح نشان مي دهد كه تالار آپادانا با مبلماني كامل از صندلي ها و ميزهاي كوچك براي ميهمانيهاي بزرگ آذين شده بوده و از قرائن موجود در كف ايوان شرقي پيداست كه كف اصلي داراي 2 اندود بوده و در ملات ميان آجرها قير به كار رفته است.در ضلع جنوبي و نيز در هريك از چهار گوشۀ كاخ آپادانا اتاق هاي بسياري وجود داشته است كه بي گمان محل كار كارمندان و پرسنل داخلي كاخ و همچنين اتاق هايي براي بايگاني، انبار،دبيرخانه،كتابخانه ، پذيرايي و بخشهاي ديگر مورد لزوم بوده است.
 

آپادانا نخستين بناي ايراني است كه داراي سنگ بنا است . آگاهي داريوش در چال كردن لوح هاي زرين و سيمين درر آپادانا شاهدي برآگاهي اين مرد بزرگ تاريخ ايران درر فرمانروايي است . به دستور داريوش در 4 گوشۀ تالار آپادانا و درر زير ديواري كه بيش از پنج متر ضخامت داشته است صندوقي سنگي كار گذارده اند و در هر يك 4 سكۀ زر و سيم و يك لوحۀ زرين و يك لوحۀ سيمين ، هر كدام حاوي متني به زبان پارسي باستان و با ترجمۀ ايلامي و بابلي قرار داده اند . داريوش در آن زمان بي ترديد به امروزي كه چيزي از آپادانا باقي نمي مانده انديشه كرده بوده و مي دانسته كه اين الواح پس از هزاران سال به دست فرزندان آيندۀ ايران خواهد افتاد.
 

کاخ آپادانا Apadana Place

داريوش شاه بزرگ، شاه شاهان ، شاه سرزمين ها ، پسر ويشتاسپ هخامنشي . گويد داريوش شاه :اين است شهرياري كه من دارم : از سكاهايي كه آن سوي سغدند تا حبشه ، از هند تا اسپارت. اين است كه اهورامزدا مرا فر داد،او كه خداي بزرگ است. اهورامزدا مرا و شاهنشاهي مرا بپايد.

بر ديوار كاخ آپادانا مجموعه اي از آجر كاشي هاي رنگين بوده كه بر روي آنها نبشته اي از خشايار نوشته شده است . اين آجر كاشي ها اكنون در موزۀ ايران باستان نگهداري مي‌شود.

گويد خشايار شاه شاه بزرگ : بخواست اهورامزدا ،بسي بناهاي زيبا به فرمان پدرم داريوش ساخته شد.هم بخواست اهورامزدا من بر آن بناها افزودم و آنها را بيشتر كردم . اهورامزدا و ديگر ايزدان مرا و شهرياري مرا پايدار سازد .
 

کاخ آپادانا Apadana Place

آپادانا داراي 2 پلكان يكي در سمت شرقي و ديگري در سمت شمال است . پلكان شمالي در زمان خشايار شاه و پس از ساخت ايوان شمالي ساخته شد و نقوش آن تقليدي از نقش هاي كنده شده بر پلكان شرقي ميباشد با اين تفاوت كه نقوش پلكان شرقي ظريف تر و هنرمندانه تر است.

سمت چپ جناح شرقي از نگاره 23 هيات نمايندگي ملل گوناگون تشكيل شده است از اين 23 هيات ، 18 هيات بر روي نماي اصلي و 5 هيات روي سراشيبي پلكانهاي خنوبي نقش شده اند. هر يك از اين هيات ها از 3تا 9 نفر تشكيل شده اند كه هر كدام جنس يا حيواني به همراه دارند. جلوترين شخص هر هيات كه احتمالا سر پرست و سر گروه است چيزي به همراه ندارد و توسط راهنما و آجوداني محلي به سوي كاخ هدايت مي شود. در همه جا راهنمايان دست سرپرست هيات نمايندگي را به گرمي در دست گرفته اند هيات هاي نمايندگي بادرخت سروي كه نماد سر سبزي و سربلندي و سرزندگي هميشگي است ا ز هم تفكيك شده اند .
 

کاخ آپادانا Apadana Place

بعضي از محققان اين نقوش را حاملان هديه نوروزي براي شاه مي دانند اما در هيچ كجا شخص شاه نمايانده نشده است كه در حال گرفتم پيش كشي‌ها باشد. علاوه بر اين كالاهايي چون شير و شتر و گوسفند و تبر و ...كه نمايندگاه به همراه دارند پيشكشي هاي مناسبي براي پادشاهان به نظر نمي رسند و شايد از طريق اين نقوش به ما نشان داده مي شود كه صاحبان آنها از كدام ديارند و محصولات و پيشه هاي آنان دراين سرزمين چيست ، همانطور كه امروزه نيز براي نشان دادن شخص گيلاني دختر يا پسري را در لباس گيلكي با سبدي از چاي بر دوش نشان مي دهند يا مرد بختياري را با لباس آن ديار تفكيك مي‌نماياند.از ويژگيهاي نگاره هاي آپادانا آزادي حاكم بر جو صحنه هاست . چنين مي نمايد كه مركزيت پادشاهي بزرگ ايران آگاهانه مي خواسته است با القاء آرامش زيردستان خود را آگاه كند كه هم بر اوضاع مسلط است و هم مردم كشورهاي تابع دليلي براي هراسيدن از فرمانرواي خود ندارند.
 

در هنر آشوري صحنه هايي كه در آنها اقوام مختلف خراج خود را به شاه بر تخت نشسته تقديم مي كنند كم نيست اما در آشور اين نگاره ها همواره در ارتباط با جنگ و پيروزي اند و پيداست كه خراج دهندگان اسيران و شكست خوردگاه جنگ اند . در سنگ نگاره هاي آپادانا هيات هاي نمايندگي پاداشي و آزادي پيش مي روند و نشاني از مغلوبيت و اجبار به چشم نمي خورد . نمايندگان در مقام مردان آزاد حتي اسلحۀ‌ خود را به همراه دارند كه نشانۀ اعتماد به ديگر گروه ها و سياستي پايدار در اركان فرمانروايي هخامنشيان است . ايستادن نجباي دربار دربار هخامنشي كه بعضي دست يكديگر را گرفته و دست روي شانۀ نفر پهلوي خود گذاشته و يا به عقب برگشته و با نفر بعدي مشغول صحبت است حاكي از محيطي دوستانه است.

 

در هريك از دوم مثلثي كه در دو طرف هر پلكان قرار دارد نگارۀ‌ شيري است كه به گاوي حمله كرده است .نقش نبرد شير و گاو احتمالا با سالشماري و تغييرات آب و هوايي پيوند دارد. اين نقش مي تواند نشانۀ حركت خورشيد (نماد شير) در برج گاو كه از بروج فلكي است باشد و از طرفي برج گاو (ثور) مصادف با ارديبهشت ماه و شير (اسد) برابر با امرداد ماه است و بعيد نيست كه غلبۀ گرما و آغاز فصل تابستان در اين نقوش منظور شده باشد.
 

کاخ آپادانا Apadana Place

در سمت راست پلمان شرقي و در 3 رديف نقش شمار فراواني از سپاهان و سرداران هخامنشي ديده مي شود و نكتۀ مهم در اين نقش هاي لباس افراد پارسي ، مادي و ايلامي است.
 

کاخ آپادانا Apadana Place

بدر بخش مياني پلكان ابتدا نقش داريوش نشسته بر تخت و خشايارشاه به عنوان وليعهد ايستاده در پشت سر او وجود داشته كه اين نقش در زمان پادشاهي خشايارشاه به ساختمان خزانه برده شده و به جاي آن نقشي از 8 نفر سپاهي كه در 2 گروه 4 نفره روبروي هم قرار دارند گذاشته شده است.
در سنگ نگاره هاي تخت جمشيد نقشي از زن وجود ندارد اين ممانعت مي تواند در مخالفت با يونانياني ابراز شده باشد كه به طرزي بي آزرمانه زنان را تصوير كرده اند در حاليكه در تخت جمشيد حتي مردان با لباس هايي پوشيده نمايانده شده اند.
 

نكته جالب در حجاريهاي پلكان آپادانا سادگي و عدم افراط در ريزه كاريها ست به عبارت ديگر با اينكه در همۀ زمينه هاي هنري از جهان باستان بويژه هنر آشور تقليد شده در همۀ كارهاي هنري ،مهر مشخص هنر هخامنشي به چشم مي خورد . در نظر ايرانيها، حجاريهاي آشور، با تصنعي عاري از ذوق فاقد وقار بود.آنان زياده روي در ريزه كاري در جزئيات، مخصوصا در سطوح پايين و مقابل چشم را بي جا و زننده مي شمردند. از همين روي هنرمندان ايراني و يا در خدمت ايراني ر بخشهاي پايين كار تا ارتفاع قامت انسان تا مي توانستند ساده عمل ميكردند و وظايف هنري را در قسمتهاي بالاي بنا مثلا سر ستونها به كار مي بستند.
يكي از جالب ترين نكات آثار هنري تخت جمشيد و به ويژه آپادانا نشانه ها و يا به عبارتي امضاهاي هنرمندان و يا گروههاي هنري است. هر هنرمند يا گروه هنري نشان خاص خود را دارد كه پس از پايان كار در زمينۀ‌ اثر نقد شده است . اين نشانه ها كه هنر مندان تك تك نگاره ها را شناسانده و طبقه بندي آنها را ممكن مي سازد حكايت از نظم و علاقه آگاهانۀ عصر هخامنشيان به آثار هنري و هنرمندان دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:41  توسط حسن بابالویی  | 

کاشی کاری

 

کاشیکاری یکی از روشهای دلپذیر تزئین معماری در تمام سرزمینهای اسلامی است. تحول و توسعه کاشی ها از عناصر خارجی کوچک رنگی در نماهای آجری آغاز و به پوشش کامل بنا در آثار تاریخی قرون هشتم و نهم هجری انجامید. در سرزمینهای غرب جهان اسلام که بناها اساسا سنگی بود، کاشی های درخشان رنگارنگ بر روی دیوارهای سنگی خاکستری ساختمانهای قرن دهم و یازدهم ترکیه، تأثیری کاملا متفاوت اما همگون و پر احساس ایجاد می کردند.
جز مهم کاشی، لعاب است. لعاب سطحی شیشه مانند است که دو عملکرد دارد: تزیینی و کاربردی. کاشی های لعاب دار نه تنها باعث غنای سطح معماری مزین به کاشی می شوند بلکه به عنوان عایق دیوارهای ساختمان در برابر رطوبت و آب، عمل می کنند.
تا دو قرن پس از ظهور اسلام در منطقه بین النهرین شاهدی بر رواج صنعت کاشیکاری نداریم و تنها در این  زمان یعنی اواسط قرن سوم هجری، هنر کاشیکاری احیا شده و رونقی مجدد یافت. در حفاری های شهر سامرا، پایتخت عباسیان، بین سالهای 836 تا  883 میلادی بخشی از یک کاشی چهارگوش چندرنگ لعابدار که طرحی از یک پرنده را در بر داشته به دست آمده است. از جمله کاشی هایی که توسط سفالگران شهر سامرا تولید و به کشور تونس صادر می شد، می توان به تعداد صد و پنجاه کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب مسجد جامع قیروان قابل مشاهده اند. احتمالا بغداد، بصره و کوفه مراکز تولید محصولات سفالی در دوران عباسی بوده اند. صنعت سفالگری عراق در دهه پایانی قرن سوم هجری رو به افول گذاشت و تقلید از تولیدات وابسته به پایتخت در بخش های زیادی از امپراتوری اسلامی مانند راقه در سوریه شمالی و نیشابور در شرق ایران ادامه یافت. در همین دوران، یک مرکز مهم ساخت کاشی های لعابی در زمان خلفای فاطمی در فسطاط مصر تأسیس گردید.

نخستین نشانه های کاشیکاری بر سطوح معماری، به حدود سال 450  ه.ق باز می گردد که نمونه ای از آن بر مناره مسجد جامع دمشق به چشم می خورد. سطح این مناره با تزئینات هندسی و استفاده از تکنیک آجرکاری پوشش یافته، ولی محدوده کتیبه ای آن با استفاده از کاشیهای فیروزه ای لعابدار تزئین گردیده است.
شبستان گنبد دار مسجد جامع قزوین( 509  ه.ق) شامل حاشیه ای تزئینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک می باشد و از نخستین موارد شناخته شده ای است که استفاده از کاشی در تزئینات داخلی بنا را در ایران اسلامی به نمایش می گذارد. در قرن ششم هجری، کاشیهایی یا لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روزافزون رو به رو گردیده و به صورت گسترده در کنار آجرهای بدون لعاب به کار گرفته شدند.

 تا اوایل قرن هفتم هجری، ماده مورد استفاده برای ساخت کاشی ها گل بود اما در قرن ششم هجری، یک ماده دست ساز که به عنوان خمیر سنگ یا خمیر چینی مشهور است، معمول گردید و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت.

در دوره حکومت سلجوقیان و در دوره ای پیش از آغاز قرن هفتم هجری، تولید کاشی توسعه خیره کننده ای یافت. مرکز اصلی تولید، شهر کاشان بود. تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی چه از نظر فرم و چه از نظر تکنیک ساخت، در این شهر تولید می شد. اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش، چلیپا وشش ضلعی برای شکیل نمودن ازاره های درون ساختمانها با یکدیگر ترکیب می شدند. از کاشیهای لوحه مانند در فرمهای مربع یا مستطیل شکل و به صورت حاشیه و کتیبه در قسمت بالایی قاب ازاره ها استفاده می شد. قالبریزی برخی از کاشی ها به صورت برجسته انجام می شد در حالی که برخی دیگر مسطح بوده و تنها با رنگ تزئین می شدند. در این دوران از سه تکنیک لعاب تک رنگ، رنگ آمیزی مینائی بر روی لعاب و رنگ آمیزی زرین فام بر روی لعاب استفاده می شد.

تکنیک استفاده از لعاب تک رنگ، ادامه کاربرد سنتهای پیشین بود اما در دوران حکومت سلجوقیان، بر گستره لعابهای رنگ شده، رنگهای کرم، آبی فیروزه ای و آبی لاجوردی-کبالتی- نیز افزوده گشت.
ابوالقاسم عبد الله بن محمد بن علی بن ابی طاهر، مورخ دربار ایلخانیان و یکی از نوادگان خانواده  مشهور  سفالگر اهل کاشان به نام ابوطاهر، توضیحاتی را در خصوص برخی روشهای تولید کاشی، نگاشته است. وی واژه هفت رنگ را به تکنیک رنگ آمیزی با مینا بر روی لعاب اطلاق کرد. این تکنیک در دوره بسیار کوتاهی بین اواسط قرن ششم تا اوایل قرن هفتم هجری از رواجی بسیار چسمگیر برخوردار بود.


p کاشی های هشت پر ستاره ای و چلیپا - قرن هفتم هجری - امامزاده جعفر دامغان


p کاشی زرین فام - قرن پنجم هجری - کاشان

لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را دو آتشه می خواند، رایج ترین و معروف ترین تکنیک در تزئینات کاشی بود. این تکنیک ابتدا در قرن دوم هجری در مصر برای تزیین شیشه مورد استفاده قرار می گرفت. مراحل کار به این شرح بوده که پس از به کار گیری لعاب سفید بر روی بدنه کاشی و پخت آن، کاشی با رنگدانه های حاوی مس و نقره رنگ آمیزی می شده و مجددا در کوره حرارت می دیده و در نهایت به صورت شیء درخشان فلزگونه ای در می آمده است. با توجه به مطالعات پیکره شناسی که بر روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام انجام گرفته و نیز از آنجایی که در این نوع از کاشی ها بیشتر طرح های پیکره ای استفاده  می شده تا الگوهای گیاهی، می توان گفت این نوع از کاشی ها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشته اند.

 ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجری، تنها مدت کوتاهی بر روند تولید کاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای 642-654  ه.ق بر جای نمانده است. پس از این سال ها، حکام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یادبود کرده و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی، احیای صنعت کاشی سازی بود. در این دوران، تکنیک مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزئین سفال که بعدها عنوان لاجوردینه را به خود گرفت، جانشین آن شد. در این تکنیک، قطعات قالب ریزی شده با رنگهای سفید، لاجوردی و در موارد نادری فیروزه ای، لعاب داده می شدند و پس از اضافه شدن رنگهای قرمز، سیاه یا قهوه ای بر روی لعاب، برای بار دوم در کوره قرار داده می شدند.

در اوایل دوره ایلخانی، تکنیک زرین فام بر روی لعاب بدون هیچ رنگ افزوده ای به کار برده می شد، لکن در ربع پایانی قرن هفتم، رنگهای لاجوردی و فیروزه ای به میزان اندکی مورد استفاده قرار گرفتند.
با نزدیک شدن به قرن هشتم هجری، آبی لاجوردی از رواج و محبوبیت بیشتری برخوردار شد و سرانجام تکنیک نقاشی زیر لعاب با استفاده از رنگهای آبی لاجوردی و اندک مایه ای از رنگهای قرمز و سیاه، جایگزین نقاشی زرین فام شد که کاشی های تولید شده با چنین تکنیکی معمولا با نام کاشی های سلطان آباد شناخته می شوند. این تکنیک تا اواسط قرن هشتم مورد استفاده قرار می گرفت و پس از آن منسوخ شد.

با رو به زوال نهادن حاکمیت ایلخانیان در اواسط قرن هشتم، عصر طلایی تولید کاشی پایان یافت. کاشی های معرق-موزائیکی- تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگهایی متفاوت جانشین قابهای عظیم زرین فام و کتیبه ها شدند.
این تکنیک برای نخستین بار در آغاز قرن هفتم هجری در آناتولی اقتباس شده و یک قرن بعد در ایران و آسیای مرکزی پدیدار شده است. این نوع از کاشی ها برای ایجاد طرحی پیچیده در کنار یکدیگر چیده می شده و از آنها برای تزئین محراب ها استفاده می شد. شیوه کار به این صورت بوده است که سفالهای لعاب داده شده را بر مبنای طرح اصلی می بریدند و سپس با در کنار هم قرار دادن آنها، طرح اصلی را می ساختند. در دوره ایلخانیان برای نخستین بار این تکنیک مورد استفاده قرار گرفت؛ مانند آنچه که در مقبره امام زاده جعفر اصفهان (726  ه.ق) به چشم می خورد؛ اما کاربرد وسیع آن در دوره میانی قرن نهم هجری رواج پیدا کرد. طیف وسیع و پیشرفته ای از کاشی های معرق بر روی تعدادی از بناهای مهم یادبود این دوران دیده می شوند که به عنوان نمونه می توان به مسجد گوهرشاد در مشهد، مدرسه آلغ بیک در سمرقند و مدرسه خرگرد اشاره کرد.


p کاشی معرق - پنجره مشبک کاری مسجد شیخ لطف الله اصفهان

 

با توجه به وقت گیر بودن نصب کاشی های معرق، در اواخر قرن نهم هجری تکنیک ارزان تر و سریع تری با نام هفت رنگ، جایگزین آن شد. این تکنیک، ترکیب رنگهای مختلف و متعددی را بر روی کاشی ممکن ساخته بود. همچنین در چنین شیوه ای، رنگ ها مجزا بوده و درون مرزهای یکدیگر نفوذ نمی کردند؛ زیرا توسط خطوط رنگینی مرکب از منگنز و روغن دنبه از یکدیگر جدا می شدند. در بسیاری از بنا های تیموریان شاهر رواج مجدد کاشی کاری به شیوه هفت رنگ هستیم که به عنوان نمونه، می توان از مدرسه غیاثیه خردگرد که در سال 846  ه.ق تکمیل شده یاد کرد.


p کاشی هفت رنگ - قرن هشتم هجری - ایران


p کاشی هفت رنگ - قرن دهم هجری - ترکیه

مساجد و مدارس صفویه به طور کلی با پوششی از کاشی ها در درون و بیرون بنا تزیین شده اند. در حالیکه کاربرد کاشی های معرق تداوم می یافت، شاه عباس که برای دیدن بناهای مذهبی کامل نشده اش بی تاب بود، استفاده بیشتر از تکنیک سریع کاشی هفت رنگ را تقویت کرد.  
در عصر صفویه، کاشی هفت رنگ در قصرهای اصفهان به نحوی گسترده مورد استفاده قرار گرفت و نصب کاشی های چهارگوش درون قابهای بزرگ، منظره هایی بدیع همراه با عناصر پیکره ای و شخصیتهای مختلف، به وجود آورد.

در قرن دوازدهم هجری، با روی کار آمدن زندیه عمارت سازی در اندازه های جاه طلبانه به ویژه در شیراز، پایتخت زندیان، از سر گرفته شد و به همین دلیل، جنبش جدیدی در صنعت کاشی سازی پدید آمد. در این عصر، تصاویر کاشی ها با نوعی رنگ جدید صورتی که در دوران حکمرانی قاجار نیز استفاده می شده، نقاشی می شوند.

صنعت کاشی سازی اسلامی در دوره هایی از پورسلین-ظرف چینی وارداتی از دوران تانگ و سونگ- تأثیر پذیرفته است. حاصل این تأثیرات، ساخت کاشی هایی با لعاب سفید و طرح های آبی است. اقتباس هنرمندان اسلامی از چینی های آبی-سفید قابل ملاحظه است. در اواسط قرن نهم هجری، نقشمایه های چینی کاملا در نقشمایه های دوران اسلامی جذب شده و حاصل آن، پدیدار شدن یک سبک اسلامی-چینی دو رگه دلپذیر و قابل قبول بود.

هنر کاشی کاری ترکیه تا حد زیادی تحت تأثیر سنتهای ایرانی قرار داشت. در قرن نهم هجری (تا سال 875  ه.ق) هنرمندان تبریزی با انگیزه اشتغال به فعالیت در ترکیه می پرداختند.


p کاشی ایزنیک - قرن پنجم هجری - ترکیه

در قرن دهم هجری، ایزنیک مرکز تولید ظروف سفالی و کاشی در ترکیه محسوب می شد. یک رنگ قرمز درخشان جدید و یک دوغاب غنی شده از آهن به صورت ضخیم غیر قابل نفوذ به زیر لعاب، به کار گرفته می شده که از ویژگی های کاشی ایزنیک به شمار می آمد. یک سبک برگدار زیبا با طراحی های واقعی از گل های لاله، سنبل و میخک نیز بر روی کاشی ها، منسوجات، جلدسازی و سایر هنرهای ترکیه قرن دهم مورد استفاده قرار گرفتند اما پس از قرن یازدهم هجری، کیفیت کاشی ایزنیکی رو به افول گذاشت و از این دوران به بعد، ساخت کاشی در شهر کوتاهایا در مرز فلات آناتولی ادامه یافت.

ساخت کاشی در سوریه نیز صورت می گرفته است. سفالگران دمشقی در قرن نهم هجری کاشی های سفید-آبی تولید می کردند اما یک قرن بعد طرح کاشی های سوریه ای بازتاب کاشی های ایزنیک بود. کاشی های سوریه در رنگ های سبز روشن، فیروزه ای و ارغوانی تیره خاصی در زیر لعاب نقاشی شده اند. بهترین دوره برای کاشی سازان دمشق، قرن دهم هجری است. پس از آن، گرچه تولید کاشی تا قرن سیزدهم ادامه یافت اما کیفیت آن کاهش یافت و طرح های کاشی های سوریه یک دست شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:39  توسط حسن بابالویی  | 

تعریف پرسلان:

 

 پرسلان محصولی یکنواخت با رنگ بعد از پخت سفید و متراکم می باشد که از مواد موجود در طبیعت که در شرایط خاص تحت فشار بالا شکل گرفته و در درجه حرارت بالا تولید می شود.

پرسلان جایگزینی زیبا و ارزنده با برترین خصوصیات یک پوشش مورد استفاده در نما و کف ساختمان ها می باشد ، همچنین این محصول جدید ترین تکنولوژی صنعت سرامیک در حال حاضر می باشد.

 ویژگی های پرسلان:

1.     استحکام خمشی بالا(دو تا سه برابر سنگ های صنعتی)

2.     جذب آب پایین تا کمتر از1/0 درصد و مقاومت در برابر یخبندان (مقاومت در برابر  (غیر قابل نفوذ در قیاس با سنگ)

3.     مقاومت شیمیایی بالاو مقاومت در برابر لک پذیری (مواد شوینده و پاک کننده اسید ها و باز ها)

4.     مقاومت سایش بالا ( عمر طولانی و درخشش زیاد)

5.     سختی سطحی بالا(عدم خراش سطحی و حفظ زیبایی) 

6.     ثبات رنگ در مقابل نور خورشید(که ناشی از عدم تاثیر اشعه بالا بر ساختار آن است که در سنگ های طبغی دیده نمی شود.)

7.     قابلیت تولید در سایز های مختلف و وجود طرح ها و رنگهای بدیع و بیکران

8.     قابلیت نصب بوسیله نصب خشک و نما و ابنیه بلند مرتبه (به عنوان یک ابزار مهندسی قابلیت ابزارخوری و نصب قطعات را در روی خود دارد.)  

9.     ضد حریق بودن (نسبت به آتش مقاوم است و در برابر حرارت تغییر ساختار نمی دهد.)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 11:33  توسط حسن بابالویی  |